قانون و بی قانونی سیاسی

2030


محمدحسین محترم طی یادداشتی در روزنامه کیهان نوشت:

1- در دو هفته گذشته سند ملی آموزش 2030 ایران رونمایی و موجب نگرانی جامعه علمی - آموزشی کشور شد. اولاً سؤال این است چرا سند به این مهمی بدون هیچ‌گونه اطلاع‌رسانی قبلی و حتی بدون حضور نهادهای تصمیم‌گیر، سیاست‌گذار و قانون‌گذار از جمله شورای عالی انقلاب فرهنگی و چهره‌های علمی کشور و خبرنگاران رونمایی شد و جزئیات آن منتشر نشده است؟ثانیاً وزیر علوم، تحقیقات و فناوری گفته کمیسیون علمی، فرهنگی و تربیتی سازمان ملل (یونسکو) در ایران در چارچوب عمل جهانی آموزش 2030 و مطابق با آخرین مصوبات و دستورات بین‌المللی اقدام به تدوین سند ملی آموزش ملی 2030 ایران کرده است. سؤال اول: چرا چنین سندی در سکوت کامل و بدون نظرخواهی از کارشناسان تدوین شده و در معرض نقد و بررسی عالمانه جامعه علمی - آموزشی کشور قرار نگرفته است؟ سؤال دوم: آیا چنین سندی باید در مراجع قانونی صاحب صلاحیت کشور مثل شورای عالی انقلاب فرهنگی و براساس معیارهای تربیتی و سبک زندگی ایرانی- اسلامی تدوین و به تصویب برسد یا از سوی یونسکو و با همکاری بانک جهانی و براساس معیارهای لیبرالی و سرمایه‌داری دیکته شود؟ سؤال سوم: وجاهت قانونی و صلاحیت علمی - آموزشی کمیسیون یونسکو چیست که تدوین سند ملی آموزشی کشور به دست آن سپرده شده است؟ ثالثاً وزیرعلوم گفته اهداف آموزش سند 2030 در سند تحول بنیادین آموزش و پرورش، نقشه جامع علم و فناوری کشور و برنامه‌ توسعه ششم گنجانده شده است. سؤال: چرا قبل از اینکه این سند به تصویب مراجع قانونی از جمله شورای عالی انقلاب فرهنگی و مجلس شورای اسلامی برسد، دولت آن را به اجرا گذاشته؟ آیا نمایندگان مجلس که اکنون مشغول بررسی و تصویب برنامه ششم هستند، به این امر واقفند؟ رابعاً از سال 94 دولت تعهد کرده سند 2030 یونسکو و شاخص‌های 18گانه آن را اجرا و مطالبات آموزشی سازمان ملل را وارد کتب درسی و آموزشی کشور کند. وزیر علوم گفته ایران موظف است گزارش پیشرفت کار را سالانه به مراجع بین‌المللی ارائه دهد. سؤال: چرا دولت بدون مصوبه مجلس شورای اسلامی و تائید شورای محترم نگهبان، در پاریس مقر یونسکو متعهد به اجرای آن شده است؟ مگر براساس اصل یکصد و بیست و پنجم قانون اساسی هرگونه ایجاد تعهد برای کشور در مجامع بین‌المللی نیاز به تصویب مجلس شورای اسلامی ندارد؟ و آیا اگر این تعهد موجب سلطه بیگانه شود براساس اصل 153 ممنوع نمی‌باشد؟ آیا سند 2030 موجب سلطه فرهنگی بر کشور نمی‌شود و با قاعده حقوقی و فقهی نفی سبیل در تضاد نیست؟ خامساً این سند و توافق با یونسکو که قرار است مبنای تعلیم و تربیت تمام دوران تحصیل دانش‌آموزان و دانشجویان کشور قرار گیرد، کجای نقشه جامع علمی کشور قرار دارد؟ قطعاً چنین سندی اهداف نفوذی دارد و آسیب جدی متوجه نظام تعلیم و تربیت می‌کند. سادساً وزیر علوم تصریح کرده تهیه سند ملی آموزش 2030 یک حرکت هوشمندانه است. با توجه به سؤالات بی‌پاسخ فوق، راز محرمانه تدوین و تصویب و اجرا کردن و دادن تعهد بین‌المللی این سند و رونمایی آن چیست و چه جریان و افرادی پشت پرده این حرکت هوشمندانه! قرار دارند؟

2- سازمان ملل ابزاری برای پیشبرد اهداف نظام سلطه جهانی و مبنای یونسکو تفکر لیبرالِ غرب می‌باشد و با تفکر اسلامی در تضاد است. همچنین با استناد به سند منتشر شده از سوی پنتاگون، یونسکو طبق دکترین امنیت ملی آمریکا جزو بازوهای اجرای سیاست‌های آمریکا در سایر کشورها به شمار می‌رود و دستورالعمل‌های اصلی خود را از این مرکز دریافت می‌کند، که تازه‌ترین مورد آن سال۲۰۱۱ توسط اوباما رئیس‌‌جمهور آمریکا ابلاغ و در سال 2015 با حضور و سخنرانی میشل اوباما همسر رئیس‌جمهور آمریکا در کنفرانس بین‌المللی «نوآوری در آموزش» تحت عنوان «سرمایه‌گذاری برای توسعه» در دوحه پایتخت قطر به‌روز‌رسانی و براساس آن سند 2030 در همان سال - 13 آبان 94 - در مقر یونسکو در پاریس با حضور وزرای آموزش و پرورش کشورهای عضو از جمله ایران تصویب شد. اوباما خرداد 93 در دانشکده نظامی وست پوینت نیویورک تاکید کرده بود «نهادهای بین‌المللی از سازمان ملل گرفته تا صندوق بین‌المللی پول و بانک جهانی را آمریکا شکل داده و این نهادها تقویت‌کننده نیرو و توان آمریکا و بخشی از رهبری آمریکا هستند.»  نکته جالب اینجاست که سیاست‌های دکترین امنیت ملی آمریکا با کمک دستگاه‌ها و بودجه‌های دولتی در کشور اجرا می‌شود!

3- براساس چه معیار عقلی و منطقی چنین اعتمادی از سوی مسئولان کشور به یک نهاد بین‌المللی شده که سوابق آن مشخص است؟ باید گفت این اعتماد از جنس همان اعتمادی است که استراتژیست‌های جریان لیبرال، مذاکرات هسته‌ای را طراحی و به دستگاه دیپلماسی کشور تحمیل کردند که اکنون وزیر امور خارجه مجبور به اعتراف به اشتباه بودن آن شد.

4- متاسفانه علی‌رغم ادعای دفاع از حقوق شهروندی و رونمایی از سند آن، محرمانه‌سازی بسیاری از مسایل برای مردم و دور زدن نهادهای قانونی کشور و دادن تعهدات بین‌المللی مغایر با قوانین و ارزش‌های کشور جزو اتفاقاتی است که طی سال‌های گذشته شاهد آن بودیم، در حالی‌که دانستن حق مردم است. حق جامعه است بداند سند 2030 متضمن منافعی برای کشور است یا موجب تعارضات بین نسلی و انحراف نسل آینده کشور می‌شود و هویت ایرانی - اسلامی را هدف قرار داده است؟ قطعاً این اقدامات ناشی از حساسیت و نگرانی از واکنش جامعه به ویژه جامعه علمی- آموزشی کشور بوده و به همین دلیل جریان پشت‌پرده آن تلاش دارد مسائل در سکوت برگزار شود.

5- در سند 2030 در ظاهر عبارت خوبی مانند آموزش و توسعه پایدار به کار برده شده، اما آنچه که از نتیجه عملی آن به دست می‌آید تغییر باورهای مردم و هماهنگ کردن نسل آینده با سیاست‌های نظام سلطه سرمایه‌داری تحت عنوان نظم جهانی است. همان‌گونه که در دیگر اسناد بین‌المللی سخن از صلح جهانی گفته شده اما نتیجه آن اسناد، جنگ و خونریزی و خشونت در اقصی نقاط جهان است.

6- از دلایل توجیهی این سند استقاده از توانمندی‌های بین‌المللی بیان شده، در حالی که حقیقت امر این است که در پس قول و قرارهای داده شده، باید داده‌های اطلاعاتی آموزشی و پرورشی کشور را در اختیار خارجی‌ها بگذاریم، چنان که وزیر علوم تصریح کرده سالانه باید این اطلاعات ارسال شود و نگرانی این است که این اطلاعات در اختیار نهادهای جاسوسی دنیا و به‌ویژه سیا و موساد قرار گیرد!، آن‌گونه که قبلاً رخ داده است.

 7- با توجه به محور بودن تساوی جنسیتی و حقوق بشر و سبک زندگی غربی در سند 2030، نگرانی مهم‌تر این است که دادن این‌گونه تعهدات بین‌المللی بدون تصویب در مراکز تصمیم‌گیری و قانونگذاری کشور، خود زمینه‌ساز فشارهای بین‌المللی و تصویب قطعنامه‌های سازمان ملل علیه ملت ایران به بهانه‌های حقوق بشری خواهد شد و بر مبنای همین تعهدات عده‌ای وطن‌فروش اقدام به نوشتن نامه به رئیس‌جمهور آمریکا می‌کنند و از او می‌خواهند تحریم‌ها را علیه ملت ایران تشدید کنند، همانند آنچه که طراحان و حامیان و سران فتنه 88 در آن سال در نامه به اوباما و در چند هفته اخیر با نامه نوشتن به ترامپ انجام دادند.

8- خصوصی‌سازی مدارس را نیز باید در جهت اجرای همین سند2030 ارزیابی کرد. رئیس‌‌جمهور سال 94 در آیین نکوداشت مقام معلم تاکید می‌کند «آموزش ‌و پرورش باید به تدریج و گام به گام از حالت دولتی بودن خارج شود». در حالی که خصوصی‌سازی آموزشی و سلب اختیار از دولت‌ها و حاکمیت کشورها که توسط میلتون فریدمن اقتصاددان آمریکایی پیشنهاد شده، مهم‌ترین ویژگی سند آموزشی2030 دیکته شده از سوی یونسکو و در راستای اهداف نظام سرمایه‌داری جهانی است و مهم‌ترین دستاورد آن نفوذ جریان‌ها و منابع روشنفکری و سکولار در فضای آموزشی و تربیتی کشور بر مبنای آموزه‌های غربی است. این هدف آشکارا در کتابچه‌های راهنمای یونسکو با عنوان «آموزش همگانی جهانی» به چشم می‌خورد. به همین دلیل است که برخی تئوریسین‌های دولت یازدهم علنا اعلام می‌کنند «دوره آموزش‌ و پرورش ایدئولوژیک به پایان رسیده است.»!

9- جریان پشت این تفکر برای فراهم کردن اجرای این «سند نفوذ آموزشی» ابتدا نشستی در تیر93 با حضور مشهورترین چهره‌های اقتصاد سرمایه‌داری داخلی و خارجی در دانشگاه شریف و دومین همایش را تحت عنوان «کنفرانس توسعه عدالت آموزشی» با حضور برخی مسئولان اجرایی کشور برگزار کرد.

10- نکته فاجعه‌بار اینجاست که تاکنون اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی و نمایندگان ملت در مجلس شورای اسلامی واکنشی به تدوین و اجرای غیرقانونی سند 2030 از خود نشان نداده‌اند و بی‌توجهی به این سند مهم آموزشی کشور زمانی قابل درک می‌شود که رئیس ‌فرهنگستان علوم پزشکی ۸ آذر ۹۴ در مصاحبه‌ای در خصوص سند بین‌المللی«آمایش آموزش عالی در عرصه سلامت» تاکید می‌کند «در مکاتبه و گفت‌وگو در‌باره فاجعه‌برانگیز بودن آن، با شورای عالی انقلاب فرهنگی، معاون آموزشی وزارتخانه مربوطه و رؤسای کمیسیون‌های فرهنگی و آموزش عالی مجلس، همه گفتند ما نفهمیدیم چی بود و تصویب شد!!!»

11- درحالی دولت اصرار دارد طرح‌های غیربومی و خلاف قانون یونسکو را به جای طرح تحول بنیادین آموزش ‌و پرورش که یک طرح بومی و مصوب است، به اجرا گذارد تا زمینه هضم هویت ملی -  اسلامی و نسل آینده کشور در پروژه جهانی شدن فراهم شود، که رهبر معظم انقلاب تاکید دارند «ما برای تربیت نسل آینده با حریفی به نام «نظام سلطه بین‌المللی» مواجه هستیم که برای نسل جوان ملت‌ها به ویژه ملت ایران برنامه دارد. نوسازی نظام آموزشی به شیوه تقلیدی و رونویسی از دست غربی‌ها کاری غلط است. آموزش و پرورش در قانون اساسی، مسئله‌ای «حاکمیتی» است و دولت باید نقش‌آفرینی کند». (12 اردیبهشت 95).

به نظر می رسد پس از اولین مناظره اصلاح طلبان خواسته باشند از روحانی عبور کنند و کاندیدای مستقل داشته باشند و ستاد انتخاباتی جهانگیری را پس از مناظره افتتاح نمودند .

بنظر میرسد اگر این برنامه را هم داشته باشند کار معقولی است و روحانی نمی تواند انتظارات اصلاح طلبان را برآورده کند

امروز میبینیم که برخی از حامیان دولت اسم رمزهایی مطرح می کنند که اگر روحانی رای نیاورد ایران ونزوئلا می شود برای بازگشایی این رمز کافیست بدانیم که ونزوئلا درآمد خود را از فروش نفت بدست آورد و تولیدات داخلی را خواباند و روی به واردات خارجی آورد کمی دقت مشخص می شود که دولت یازدهم نیز همین روند را پیش گرفته و قصد به دوران قاجار کشیدن مملکت را دارد .

پر واضح است اسم رمز دیگری که آقای روحانی مطرح کرد که آیا شما کشور امن می خواهید یا کشوری با سایه شوم جنگ؟! برای بازگشایی این رمز هم باید از آقای روحانی بپرسیم  آیا شما جنگ را از کشور دور کردید؟ و مردم ما پیش از شما در جنگ به سر می بردند و شما به یکباره با کدخدا میانجی گری نموده و این سایه را از کشور دور کردید و منوط به حضور خود تان در مسند ریاست جمهوری نمودید؟

والسلام علی من اتبع الهدی 

برچسب‌ها: اسم رمز، انتخابات96

از آغاز انتخابات ریاست جمهوری 96 مسائلی در این مورد بوجود آمد و این مسائل را به صورت تحلیلی در این مقاله بررسی خواهیم کرد :

1-  ثبت نام نامزدهای انتخابات :

در این مورد باید گفت که به دلیل ضعف قانون تا کنون قوانین محکمی برای ثبت نام کنندگان وجود نداشته است و برخی با ایده و نظر قبلی ، برخی مغرضانه و برخی ناشیانه و برخی ناآگاهانه با چهره های خاص وارد این عرصه شدند و به خود اجازه ی ثبت نام در این انتخابات را دادند و کار بجایی رسید که برخی افراد کودک خردسال خود را نیز در این عرصه ثبت نام نمودند و باعث توهین به این جایگاه مقدس شدند به این معنا که  این کشور را کودک من هم می تواند اداره کند و با توصیه های موکد و دلسوزانه ی آیات عظام مقرر است این قانون تصحیح شود .

2- ثبت نام احمدی نژاد و بقایی :

احمدی نژاد به صلاحدید خود و با اراده و اختیار خود نزد مقام معظم  رهبری رفته و از ایشان اذن ورود به عرصه ی انتخابات می گیرد و حضرت آقا به ایشان توصیه می کنند که شما وارد نشوید بهتر است چون باعث دوقطبی در کشور می شود و این هم به ضرر شما و هم به ضرر مردم و هم به ضرر مملکت است ایشان هم طی بیانیه ای اعلام می کند که از هیچ کسی حمایت نمی کنم و به انتخابات هم وارد نمی شوم ولی بعد از گذشت چندی دیدیم که از فردی بنام بقایی و با عنوان جنبش بهار حمایت می نماید و در حیرت خبرنگاران هنگام ثبت نام بقایی خود نیز ثبت نام می کند تا فشار به شورای نگهبان وارد کند که بقایی را تایید کنند که یا بقایی را تایید کنید یا من تا آخر می مانم و رای یک سری از اقشار جامعه را می شکند.

در این اثنا شورای نگهبان هر دو را رد صلاحیت نمود و این هزینه ی سیاسی را پرداخت که هزینه های دوقطبی را نپردازد .

علی نادری، سردبیر رجانیوز می نویسد:

احمدی نژاد میداند که حضور او یعنی تقابل علنی و پایان حیات سیاسی. می داند امکان حضور در انتخابات نخواهد داشت. پس چرا می آید؟

احمدی نژاد اگر می ماند شاید دور بعد با سلام و صلوات می آمد و کسی هم جرات نداشت ردش کند

چرا هزینه تقابل علنی را می دهد با اینکه می داند تقابل علنی یعنی پایان حیات سیاسی؟! اگر محاسبه عقلانی کنیم، ثبت نام احمدی نژاد یعنی خودکشی سیاسی. چرا تن به این خودکشی می دهد؟!

جوابش را باید از همان خبرهای غیبی پرسید. خبرهایی که اصرار جدی او بر عدم حمایت از یک کاندیدا را به یکباره به حمایت تمسخر آمیز از حمید بقایی مبدل می کند. همان توصیه های غیبی که ظاهرا سرویس انگلیس به خوبی آدرسش را فرا گرفته است. 

سردبیر وبسایت رجانیوز (سایتی که احمدی‌نژاد را رجایی زمان معرفی می‌کرد) امروز  نوشت:

امروز شاهد اجرای یکی از بازی‌های پیچیده سرویس جاسوسی انگلیس در انتخابات ۹۶ بودیم.

3- بیگانگان گفتند ما بصیرت داشتیم :

بعد از رد صلاحیت احمدی نژاد بیگانگان و فتنه گران 88 گفتند ما بصیرت داشتیم و اکنون احمدی نژاد تایید نشد مهر باطلی بر آراء سال 88 خورده شد !!! و این گفته همان آز آب گل آلود ماهی گرفتن است که بیگانگان آن را خوب بلدند ما در جواب آنها باید بگوییم اولا رای سال 88 ما رای به نظام مقدسمان بود و شما می خواستید آن را از ما بگیرید و ما در مقابل خودخواهی و کودتای رنگین شما ایستادیم که در این وبلاگ در این مورد به صورت تخصصی در خلال سال های 88 و 89 پرداخته شده است و ثانیاً ملاک تایید  و رد صلاحیت افراد حال کنونی فرد است . 

هنوز هم برخی ساده لوحان فریب بیگانه را می خورند و انتخابات را تحریم نموده و در این خصوص مواردی نقل می نمایند که مورد نظر این مقاله نیست .

4- تایید صلاحیت 6 نفر از افراد ثبت نام کننده :

1-  سید مصطفی میرسلیم: عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام، سرپرست نهاد ریاست‌جمهوری و مشاور عالی رئیس‌جمهور آیت‌الله خامنه‌ای، وزیر ارشاد دولت دوم هاشمی رفسنجانی، رئیس شورای مرکزی حزب موتلفه

2-  سید مصطفی هاشمی‌طبا: وزیر صنایع سنگین دولت باهنر، وزیر صنایع دولت اول موسوی، رئیس سازمان تربیت بدنی دولت دوم هاشمی رفسنجانی و دولت اول خاتمی، نامزد تأییدشدهٔ در انتخابات ۱۳۸۰

3-  حسن روحانی:   رئیس‌جمهور کنونی، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام، نمایندهٔ مجلس خبرگان رهبری، دبیر شورای عالی امنیت ملی دولت هاشمی رفسنجانی و خاتمی، نمایندهٔ مجلس دوم تا پنجم

4-  سید ابراهیم رئیسی : متولی آستان قدس رضوی، نمایندهٔ پیشین مجلس خبرگان رهبری، دادستان پیشین کل کشور، معاون اول پیشین قوه قضائیه، رئیس پیشین سازمان بازرسی کل کشور

5-  محمدباقر قالیباف: شهردار تهران، فرمانده پیشین نیروی انتظامی، نامزد انتخابات ریاست جمهوری در سالهای ۱۳۸۴ و ۱۳۹۲

6-  اسحاق جهانگیری   : معاون اول رئیس‌جمهور، رئیس حزب کارگزاران سازندگی، وزیر پیشین معادن و فلزات، وزیر پیشین صنایع و معادن، نماینده مجلس دوم و سوم

به قول برادر بزرگوار استاد ارزشمند حجه الاسلام حدادپور جهرمی ترکیب جالبی است دو مدافع (جهانگیری و روحانی) دو مهاجم(قالیباف و رئیسی ) دو تماشاچی(میرسلیم و هاشمی طبا)

5- مناظره ی  ضبطی:

قرار شد برای مناظرات برنامه ریزی کنند که وزارت کشور به گفته ی وزیر کشور رحمانی فضلی صحبت های اقناعی کرده و قرار شده مناظرات به صورت ضبطی پخش شود و این اعتراض گسترده ی مردم و خود کاندیداها را برانگیخت که برخی از گفته های آنان در زیر می آید : 

حمید ابوطالبی معاون سیاسی دفتر ریاست جمهوری هم در واکنش به خبر پخش نشدن مناظره های ریاست جمهوری به صورت زنده از سیمای جمهوری اسلامی ایران این سوال را مطرح کرد که «معنای این امرچیست؟ آیاکسانی که رییس جمهورمی شوندصلاحیت زنده روی آنتن رفتن ندارند؟ یا قصد دارند برخی مطالب را سانسورکنند؛ یعنی مردم محرم نیستند؟»

در همین راستا، محمدباقر قالیباف بااشاره به ظرفیت‌های منحصر به فرد مناظره‌های زنده و افزایش میزان مشارکت مردم برگزاری آنها را ضرورتی برای آگاه سازی عمومی از برنامه‌ها و دیدگاه‌های نامزدهای انتخاباتی دانست.

وی با تکرار انتقاد خود از لغو زنده بودن برنامه مناظره‌ها از کمیسیون بررسی تبلیغات انتخابات خواست که با درخواست عمومی برای برگزاری مناظره‌های آزاد و زنده موافقت و همراهی کند.

حجت الاسلام سید ابراهیم رئیسی داوطلب انتخابات ریاست جمهوری دوازدهم هم اعلام کرد که اینجانب از مناظره زنده به عنوان یکی از راه‌های شناخت در افکار عمومی استقبال می‌کنم و این را حق مردم بزرگوار و هوشمند کشورمان می‌دانم.

سید مصطفی میرسلیم نامزد دوازدهمین دوره ریاست جمهوری از طرف حزب موتلفه اسلامی هم در واکنش به خبر عدم پخش زنده مناظره ها گفت:نباید حق آگاهی مردم از عکس العمل های حقیقی نامزدها گرفته شود.این حق مردم است که بتوانند با شناخت کامل، نامزد مورد نظر خود را انتخاب کنند.

نامزد دوازدهمین دوره ریاست جمهوری در اعتراض به این حرکت گفت:جلوه آرایی برای اینکه چهره واقعی نامزدها مشخص نشود خلاف حق شهروندی مردم است.بنده برای حضور در پخش زنده مناظره‌های انتخاباتی نه تنها آماده‌ام بلکه لحظه شماری می کنم.

رئیس جمهور در جمع جوانان و نخبگان استان فارس با بیان این که حامی هر شیوه ای در مناظرات است که مردم بهتر انتخاب کنند ابراز امیدواری کرد که ستاد تبلیغات انتخابات، تجربه‌ها را باز مرور کند. او گفت: من طرفدار آزادترین شیوه مناظره‌ها هستم که مردم بتوانند بهتر انتخاب کنند. وجود مخالف هم مفید است؛ همه باید بدون لکنت زبان سخن بگویند و نقد کنند.

7-  مناظره ی زنده :

بالاخره پس از اعتراض شدید اکثریت مقرر شد مناظرات زنده پخش شود منتها با 30 الی 40 ثانیه تاخیر  که قابل قبول است .

8-  جدول بندی مناظرات و سخنرانی ها :

بر اساس قرعه کشی انجام شده، در جدول زمان‌بندی‌ برنامه های انتخاباتی ریاست جمهوری، هاشمی طبا با عدد 11، رئیسی 12، قالیباف 13، میرسلیم 14، روحانی 15، و جهانگیری عدد 16 را به خود اختصاص دادند. در جدول های زیر، می توانید ببینید هر کاندیدا در رادیو و تلویزیون، چه ساعتی و چه روزی برنامه خواهد داشت...به گزارش آفتاب، 1470 دقیقه برای هر نامزد از سوی رسانه ملی تخصیص داده شده است و بر اساس تدبیر انجام شده 555 دقیقه برنامه رادیویی و 555 دقیقه برنامه تلویزیونی که در مجموع 1110 دقیقه جدای مناظره ها در نظر گرفته شده است.

همه چیز قرعه کشی شد جز موضوعات مناظرات که از قبل بسته شده بود جمعه ی اول مناظره ی اقتصادی جمعه ی دوم مناظره ی اجتماعی و جمعه ی سوم مناظره ی سیاسی و این به نظر شخصی من بی شائبه نیست با توجه به کثرت تبلیغات تلویزیونی برای رئیس جمهور فعلی و اینکه خیلی طرح ها را حتی نیمه تمام افتتاح می کند و با پخش مستقیم صدا و سیما روبرو می شود و در شبکه های اجتماعی با هشتگ #علی-برکت-الله  و #افتتاح-الکی مشهور است بنظر می رسد صدا و سیما بی طرف نبوده و تبلیغات زودهنگام خود را برای رئیس جمهور مستقر شروع نموده است و به همین منظور مناظره ی اقتصادی را اول قرار دادند تا نزدیک به انتخابات نباشد و رئیس جمهور روحانی کمتر متضرر شود .

8-کاندیدای پوششی:

پدیده ی کاندیدای پوششی که برای اولین بار در انتخابات ایران مطرح می شود به کاندیداتوری اسحاق جهانگیری اطلاق می شود که اصلاح طلبان برای دفاع و حمایت از روحانی و دولت او جهانگیری را مطرح نمودند و مقرر است ایشان به دفاع از حق روحانی در انتخابات تا آخر مناظرات باشد و در آخر هم به نفع روحانی کنار برود و این می تواند توهین به روحانی هم باشد یعنی روحانی نمداند در این 4 سال چه کرده که باید معاون اولش به دادن آمار و ارقام بپردازد و مسئله ی دیگر که مطرح است اینکه اگر اصلاح طلبان ببینند که روحانی از محبوبیت کافی برخوردار نیست از روحانی عبور کرده و کاندیدای پوششی مطرح شود و روحانی به نفع او کنار رود که محتمل نیست و بیشتر مورد اول مطرح است و باید دید چه اتفاقی قرار است بیفتد .



برنامه های بعدی در مقاله های بعدی خواهد آمد ممنون و سپاسگزار از همراهی شما.

سلام

با عرض معذرت باید بگم مدتیست سیستم کامپیوتر بنده مشکل پیدا کرده و تا درست شدن سیستم نمی تونم پست بذارم و با گوشی هم مشکل هست خودتون به بزرگواری خودتان ببخشید.

امروز خاکسپاری آیت الله هاشمی رفسنجانی هست خدا بیامرزدشون ما پیرو امیرالمومنین هستیم که بالای جنازه ی زبیر اشک ریختند زبیر بعد از پیامبر اکرم در دنیا غرق شد تاریخ در حال تکرار است.

فراموش نکرد ه ایم که پشتیبانی کردند از کسانی که سال88 مرگ بر اصل ولایت فقیه را سردادند و فرزندشان کف خیابان ها مردم را به شورش علیه نظام فرا می خواند .

 خدا همه ی ما را مورد عفو و غفران خودش قرار بده ان شاء الله. 

امام خمینی (ره)

هیچ وقت نخواهید دید که دو حزب در امریکا باشد که یکیشان یا هر دویشان بر خلاف مصلحت امریکا عمل کنند. شما دیدید که در همین چند وقت، بعد از آنکه آن یکی برد قضیه را و رئیس جمهور شد، آن حزب دیگر نیفتادند به جان او و کارشکنی کنند! تبریک گفتند، و بلااشکال مشغول خدمت هستند.


تبریک گفتند، و بلا اشکال مشغول خدمت هستند برای کشور خودشان و با وحدت کلمه کشور خودشان را پیش می‏برند.

اما در ممالکی که توجه به مسائل ندارند و دیدهای سیاسی ندارند، اینها چنانچه گروههایی درست کنند یا احزابی درست کنند، این طور نیست که بعد از آنکه کاندیدای یک حزبی در یک امری پیش برد، دیگران بیایند تبریک بگویند و کمک کنند او را؛ 

دیگران مخالفت می‏کنند و کارشکنی می‏کنند. باید این ملت بیدار بشود. باید این سران و دولتمردان شمِّ سیاسی پیدا کنند. اینها شمِّ سیاسی ندارند. توجه به مسائل و مسائلی که برای حفظ این کشور است ندارند. 

اینها را اشخاصی که تعهد به اسلام ندارند تحریک می‏کنند ـ چه از خارج و چه از داخل ـ و به جان هم می‏اندازند [تا] برخلاف مصالح کشور خودشان عمل کنند.

بصیرت


روز سه شنبه، هشتم نوامبر (۱۹ شهریور ماه) شهروندان آمریکایی آرای خود را به سود نامزدهای مورد علاقه خود از دو حزب دموکرات و جمهوریخواه به گردش در خواهند آورد. این در حالیست که بسیاری از شهروندان آمریکایی نیز ترجیح داده اند اساسا در مجادله کبوترها و بازها وارد نشوند. بررسی آخرین وضعیت هیلاری کلینتون و ترامپ در ایالات مختلف آمریکا، می تواند تصویر شفاف تری نسبت به این انتخابات و نتیجه احتمالی آن ارائه دهد.
پیشرفت دنالد ترامپ در تازه ترین نظرسنجی های انتخاباتی (خصوصا در سطح ملی) تا حدود زیادی معادله را نسبت به قبل متفاوت ساخته است. با این حال در سطح آرای الکترال ایالتی (که مبنای انتخاب رئیس جمهور آمریکاست)، هیلاری کلینتون نسبت به ترامپ وضعیت بهتری دارد، اما برتری کلینتون در این معادله بسیار شکننده است. اگر نامزد حزب دموکرات نتواند آرای ایالات کلیدی مانند کارولینای شمالی، پنسیلوانیا ،فلوریدا و اوهایو را به دست آورد، در آن صورت نمی تواند با استناد به کسب آرای الکترال در ایالات سنتی متعلق به دموکرات ها مانند نیویورک، واشنگتن و کالیفرنیا در مقابل ترامپ پیروز شود. در مجموع تعداد آرای الکترال در آمریکا، ۵۳۸ رای است و هر یک از دو نامزد انتخاباتی که بتواند سهم بیشتری در آرای الکترال داشته باشد پیروز این رقابت خواهد بود. در اینجا به بررسی آرای الکترال هر ایالت و وضعیت هر دو نامزد انتخابات آمریکا در آنها می پردازیم:

الف) ایالاتی که کلینتون در آنها  برتری مطلق دارد
کالیفرنیا:  در ایالت کالیفرنیا، هیلاری کلینتون وضعیت بهتری نسبت به دونالد ترامپ دارد. این ایالت دارای ۵۵ رای الکترال است که به صورت سنتی متعلق به دموکرات هاست. نتیجه نظرسنجی ها نشان می دهد هیلاری کلینتون در این ایالت بر ترامپ پیروز می شود. 
نیویورک: ایالت نیویورک دارای ۲۹ رای الکترال است که در آنجا نیز برتری با حزب دموکرات و هیلاری کلینتون است.
ایلنویز: ایالت ایلنویز دارای ۲۰ رای الکترال است که  حزب دموکرات به صورت سنتی در آن برتری دارد. این قاعده در خصوص انتخابات ریاست جمهوری سال ۲۰۱۶ نیز صادق است. نتیجه نظرسنجی ها نشان می دهد که ۲۰ رای الکترال ایالت ایلنویز به سود کلینتون به گردش در خواهد آمد.
نیوجرسی: نیوجرسی ایالت دیگری است که دارای ۱۴ رای الکترال است و آرای آن به صورت سنتی به حزب دموکرات و متعاقبا نامزد این حزب یعنی هیلاری کلینتون تعلق دارد.
واشنگتن: ایالت واشنگتن دارای ۱۲ رای الکترال است که دموکرات ها در آن برتری محسوسی دارند. 
ماساچوست: در ایالت ماساچوست نیز نظرسنجی ها و تحقیقات میدانی نشان دهنده برتری محسوس حزب دموکرات و هیلاری کلینتون است. این ایالت دارای ۱۱ رای الکترال است. 
مریلند: در ایالت مریلند و بر اساس نظرسنجی های صورت گرفته، دموکرات ها و کلینتون خواهند توانست ۱۰ رای الکترال این ایالت را به سود خود به گردش در آورند.
کانکتیکوت: ایالت کانکتیکوت دارای ۷ رای الکترال است . هیلاری کلینتون کار ساده ای برای پیروزی در این ایالت دارد.
هاوایی: ایالت هاوایی دارای ۴ کارت الکترال است که آن نیز به هیلاری کلینتون تعلق خواهد گرفت.
ورمونت: ایالت دیگری که دارای ۳ کارت الکترال بوده و کلینتون در آن پیروز خواهد بود، ورمونت نام دارد. 
دلاویر: ایالت دلاویر نیز دارای ۳ رای الکترال است که آن نیز به سود نامزد حزب دموکرات به گردش در خواهد آمد.
دی.سی: در دی .سی نیز به مانند واشنگتن، آرای عمومی به حزب دموکرات و نامزد آن یعنی هیلاری کلینتون تعلق دارد. دی.سی دارای ۳ رای الکترال است. 

ایالات کلیدی نتیجه انتخابات آمریکا را تعیین می کنند!

 در روزهای اخیر پیامی تحت عنوان "من بیش از همه از عمر ابن سعد شدن می ترسم"، در فضای مجازی دست به دست میشد. اما واقعیت این است که من در صحنه کربلا و روز عاشورا بیش از همه از  ضحاک ابن عبدالله شدن میترسم، ضحاک شخصی بود که با امام عهد مشروط کرده بود، عهد بدین شرط که اگر یاری جز من برایت نماند، من هم بتوانم از معرکه کنار بروم، ظاهرا دست روزگار ضحاک را به بوته آزمایش میگذارد و ضحاک در آخرین دقایق عمر شریف امام ایشان را ترک می کند.

ضحاک ابن عبدالله ولایت مدار بود، آنهم ولایت مداری که تا ظهر عاشورا در رکاب امام می ماند، اما آنچه ضحاک را  مایه ترس من و محو شدن خودش در تاریخ قرار داد، ولایت مداری مشروط می باشد. آری من از ضحاک ابن عبدالله شدن بیش از همه میترسم، میترسم ولایت مداری ام مشروط باشد و همین شرط عاقبت رسوای تاریخم  کند.

 عمر ابن سعد برای حکومت ری  مقابل امام ایستاد، دلبستگی عمر ابن سعد به حکومت کردن بر همه آشکار بود، اما ضحاک؛ ضحاک چرا نماند؟ آخر این چه شرطی بود ضحاک؟ کدام دلبستگی پنهان بود که تو را لحظه آخر از امامت جدا کرد؟ همه ما دلبستگی هایی پنهان  در دلمان داریم که ممکن است ما را لحظه آخر از اماممان جدا کند، من بیش از همه از آن دلبستگی های پنهان که خودم بیش از همه به آنها آگاهم، می ترسم.

><