قانون و بی قانونی سیاسی
X
تبلیغات
وکیل جرایم سایبری

رسول خدا فرمود: «خَدیجَةُ وَ أیْنَ مِثْلُ خَدیجَةَ، صَدَّقَتْنی حِینَ کَذَّبَنی النَّاسُ وَ وَازَرَتْنی عَلی دینِ اللهِ وَ أعانَتْنی بِمالِها؛ خدیجه و کجاست مثل خدیجه؟ او مرا تصدیق کرد آنگاه که مردم مرا تکذیب نمودند و با مال خود مرا بر دین خدا کمک و یاری کرد.» (1)
حضرت خدیجه (س) 15 سال قبل از عام الفیل و 68 سال قبل از هجرت نبوی در شهر مکه دیده به جهان گشود و پس از 65 سال زندگی با شرافت و فضیلت سرانجام در تاریخ دهم رمضان سال دهم بعثت و سه سال قبل از هجرت رسول خدا به مدینه به لقاءالله پیوست.(2)
نام او خدیجه و کنیه اش «ام هند» و القابش«اُمُّ الَّزهراء»، مادر ارجمند زهرا علیهاالسلام ؛ «اُمُّ الصّعالیک» و «اُّم الْیتامى»، مادر یتیمان و بینوایان؛«اُمُّ الْمُؤْمِنینَ»، مام توحیدگرایان می باشد. نام پدرش «خویلد ابن اسد» و نام مادرش « فاطمه دختر زائدة بن الاصم» است، پدر و مادر خدیجه با چند واسطه به «لویّ بن غالب» می رسد که جدّ اعلای پیامبرخدا (ص) است و مادر مادر خدیجه «هاله» دختر عبدمناف از اجداد پیامبر اسلام است. بنابراین خدیجه هم از طرف پدر و هم از سوی مادرش با پیامبر اسلام هم نسب است.(3) درنتیجه او به ابراهیم نیای بیست و نهم پیامبر می‌‌رسد.

* سلام مخصوص خداوند برحضرت خدیجه (س)

در مقام و منزلت حضرت خدیجه (س) همین بس که خداوند متعال برا او سلام می فرستد: «إنَّ جَبْرَئیلَ أتی النَّبِیَّ (ص) فَقالَ إقْرَءْ خَدیجَةَ مِنْ رَبِّها السَّلامَ فَقالَ رَسولُ الله (صلی الله علیه و آله): یا خَدیجَةُ هذا جَبْرَئیلُ یُقْرِئُکَ مِنْ رَبِّکِ السلامَ، قالَتْ خَدیجَةُ: اللهُ السَّلامُ وَ مِنْهُ السَّلامُ وَ عَلی جَبْرئیلَ السَّلامُ (4)؛ به حقیقت جبرئیل نزد پیامبر آمد پس گفت: به خدیجه از طرف پروردگارش سلام برسان، پس حضرت فرمود: ای خدیجه این جبرئیل است که از طرف پروردگارت سلام می‌رساند. خدیجه گفت: خدا سلام است و سلام از اوست و بر جبرئیل سلام باد».
در روایت دیگری با سند صحیح از طریق بزرگان رواة شیعه، به این صورت نقل شده است: «عَنْ زُرارة وَ حَمْران بنِ أعْیَنْ وَ مُحَمَّد بن مُسْلِمْ عَنْ أبی جَعْفَر علیه السلام، قالَ: حَدّثَ أبو سَعید الخِدِری أنَّ رَسولَ الله قال: إنَّ جَبْرَئیلَ أتانی لَیْلَةً اُسری بی فَحینَ رَجَعْتُ قُلْتُ: یا جَبْرَئیلُ هَلْ لَکَ مِنْ حاجَةِ؟ قالَ: حاجَتی أنْ تَقْرَءَ عَلی خَدیجَةَ مِنَ اللهِ وَ مِنِّی السّلامَ وَ حَدَّثَنا عِنْدَ ذلِکَ أنَّها قالَتْ حینَ لَقِیَها نَبیُّ الله فَقال الَّذی قالَ جَبْرَئیلُ فقالَتْ: إنَّ الله هُوَ السَّلامُ وَ مِنْهُ السَّلامُ وَ إلَیْهِ السَّلامُ وَ عَلَی جَبْرَئیلَ السَّلامُ (5)؛ امام باقر علیه السلام به زراره و حمران و محمد بن مسلم چنین روایت کرد که ابوسعید خدری نقل کرد که رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: آن شبی که در معراج بودم، به هنگام بازگشت جبرئیل نزد من آمد. به جبرئیل گفتم: ای جبرئیل! آیا حاجتی داری؟ پاسخ داد: حاجت من این است که از طرف خدا و من به خدیجه سلام الله علیها سلام برسانی. و نقل کرد که: چون رسول خدا پیغام جبرئیل را به خدیجه رسانید، خدیجه پاسخ داد: همانا خدا سلام است و سلام از اوست و سلام به سوی اوست و بر جبرئیل سلام باد».

* خدیجه، بهترین مادر ایمان آوردگان است

آنچه که حضرت خدیجه را از سایر زنان عصر خود برتر و برجسته می‌کند، به طوری که به عنوان یکی از 4 زن برتر عالم نام برده می‌شود، عبارتند از:

1 ـ دختر طاهره (پاک روش):
در آن محیط پرخطر، به گونه‌اى پاک منش مى‌زیست که آشنا و بیگانه او را «طاهره» مى‌خواندند، و هرگاه بانویى هواى معنویت و آزادگى مى‌کرد، به سراى خدیجه (س) مى‌شتافت و از اندیشه بلند و منش پاک و تجربه و مدیریت درخشان او درس مى‌آموخت. یکى از دانشمندان اهل سنّت مى‌نویسد: خدیجه در روزگار سیاه جاهلیت نیز ـ به سبب معنویتش ـ پاک‌روش، یا «طاهره» خوانده مى‌شد؛ «وَ کانَتْ تُدْعى فِى الْجاهِلیّة بِالطّاهِرَةِ لِشِدَةِ عِفافِها... .»

2 ـ سالار بانوان «قریش»:
در کلمات برخی موّرخان به این جملات برمی‌خوریم: «کانَتْ خَدیجَةُ إمْرَأةً عاقِلَةً شَریفَةً مَع ما أرادَ اللهُ بِها مِنَ الکرامَةِ وَالْخَیْرِ وَ هِیَ یَوْمَئذٍ أفْضَلُهُمْ نَسَباً وَ أعْظَمُهُم شَرَفاً وَ أکْثَرُهُمْ مالاً؛ خدیجه با آنچه خداوند از بزرگی و خیر که نسبت به او اراده کرده بود، بانوی خردمند شریفی بود. او در آن دوران از برترین افراد در نسب و بزرگترین شخصیت در شرف و ثروتمندی بود.» (6)
جالب این است که راهب نصرانی این مسأله را قبل از رسالت پیامبر و ازدواج او با خدیجه به خوبی پیش‌بینی کرد که اگر خدیجه پیغمبر را رها نکند به مقامات و فضائل عظیمی دست خواهد یافت؛ آنجا که به میسره غلام خدیجه گفت: «ای میسره به خانم و مولای خود سلام مرا برسان و به او اعلام کن که به آقای مردم [حضرت محمد] دست یافته است. و به زودی برای او (خدیجه) شأن و جایگاهی خواهد بود و بر تمامی خاص و عام برتری می‌یابد و بترسان او را از این که نزدیک شدن به این آقا (محمد صلی الله علیه وآله) را از دست بدهد؛ زیرا خداوند بلند مرتبه به زودی نسل او را از نسل محمد قرار خواهد داد و نام [نیکش] تا آخر الزمان خواهد ماند.» (7)
یکى از دانشمندان در این مورد مى‌نویسد: خدیجه در آن روزگار، به سبب باور مترقى و معنویت بسیارش، پاک‌منش خوانده مى‌شد و به راستى سالار زنان قریش و حجاز بود؛ «... وَ کانَتْ تُسَمّى سَیّدَةُ نِساءِ قُرَیش.»

3 ـ بانوى خجسته یا «مبارکه»:
از دیگر لقب هاى او «مبارکه»، یا بانوى «خجسته» و پربرکت است. محدّث قمى آورده است: خدیجه علیهاالسلام از چنان موقعیت پرفرازى در بارگاه خدا بهره ور بود که پیش از ولادتش در پیامى به مسیح از سوى خدا، «مبارکه» و همدم مریم در بهشت خوانده شد؛ چراکه در انجیل به هنگام ترسیم ویژگى هاى پیامبر، آمده است که: نسل او از بانویى خجسته خواهد بود؛ «نَسْلُهُ مِنْ مُبارَکَةٍ، وَ هِىَ ضَرَّةُ أُمِکَ فِى الْجَنَّةِ.»

4 ـ سالار زنان گیتى:
دختر فرزانه حجاز به سبب نواندیشى و تصمیم خردمندانه و پایدارى تحسین برانگیز و بخشش شگفت آورش در راه عدالت، نه تنها سالار زنان قریش، که سرور زنان گیتى شناخته شد، و پیامبر در وصف او فرمود: «اِنَّ اللّه َ اختارَ مِنَ النِّساءِ اَرْبَع: مَرْیَمَ وَ آسِیَةَ وَ خَدِیجَةَ وَ فاطِمَةَ.» «خدا از میان زنان، چهار زن را برگزید: مریم، آسیه، خدیجه و فاطمه را.» باز فرمود: «یا خدیجه! اَنْتِ خَیْرُ أُمَّهاتِ الْمُؤْمِنینَ وَ اَفْضَلُها وَ سَیِّدةُ نِساءِ الْعالَمِینَ.» «اى خدیجه! تو بهترین مادر ایمان آوردگان، برترین آنان و سالار زنان گیتى هستى.»

5 ـ بانوى راستى و درستى:
از نام‌هاى بلند آوازه بانوى خردمند حجاز، «صدّیقه» است. این واژه، به مفهوم انسان بسیار راستگو و درست کردارى است که راستى و درستى، سیره اوست و گفتارش را با رفتار زیبایش گواهى مى‌کند.

6 ـ بانوى بلندمرتبه:
لقب دیگر آن بانوى آزادمنش از سوى پیامبر این بود که او را «خدیجه کُبرى» یا بانوى بلندمرتبه تر عنوان داد؛ چراکه او در شرایطى بود که پیامبر در تدبیر امور، او را به عنوان وزیر و مشاور خود مى نگریست و از خِرد بزرگ و مدیریت تحسین برانگیزش بهره مى گرفت.

7 ـ بانوى پرفراز و پرمعنویت

8 ـ «زکیّه» یا بانوى پاک‌روش و بالنده:
واژه «تَزْکِیَه» در فرهنگ واژه‌ها به مفهوم پاکى و طراوت و بالندگى است؛ همین گونه در آیات و روایات، و جالب است که یکى از عنوان هاى دختر ارجمند حجاز، به تناسب پاکیزگى و بالندگى و آراستگى به ویژگى هاى اخلاقى و انجام کارهاى شایسته، «زکیّه» است.

9 ـ بانوى موردپسند خدا

10 ـ «راضیه» یا خشنود از تدبیر و تقدیر حکیمانه خدا:
از والاترین درجات ایمان، آن است که انسان در اوج آگاهى و عشق، از تدبیر حکیمانه خدا خشنود، و به آنچه او براى بنده‌اش تقدیر فرموده است، دلگرم باشد. این وصف خوش، از امتیازهاى بانوى خردمند حجاز در زندگى تاریخ‌سازش بود. او در اوج آگاهى به همه فراز و فرودها و زیبایى‌ها و ناگوارى‌هاى زندگى خشنود بود و در اوجى از ایمان و عرفان بود که همان را مى‌پسندید که خدا بپسندد. به ویژه پس از مفتخر شدن به همراهى پیامبر، دست در دست او در راه به دوش کشیدن بار مسئولیت، انواع شکنجه و آزار و تبعید و فشار واپسگرایان را به جان پذیرفت و توانمند و پرصلابت افتخار آفرید و تاریخ ساخت و به عنوان نمونه درخشان زن آزاده، به راه ماندگارى گام سپرد. او به گونه‌اى اندیشید و رفتار کرد که خدا از او خشنود شد و پیش از رسیدن مرگ، بشارت بهشت خدا را از زبان پیامبرش دریافت داشت: «فَاقْرَأ عَلَیْها السَّلامَ مِن رَبِّها وَ مِنّى وَ بَشِّرها بِبَیْتٍ فِى الْجَنَّةِ...»از امام صادق در مورد ایمان استوار و مقام خشنودى خدیجه از تقدیر حکیمانه خدا پرسیدند، که فرمود: «على و خدیجه ـ که همراه پیامبر بودند و او را راستگوترین روزگاران مى‌شناختند ـ پس از اندیشه بسیار در مورد او و پیامبریش، به رسالت او ایمان آوردند؛ امّا روزى پیامبر آن دو را فراخواند و فرمود: این فرشته وحى است و مى گوید: اسلام داراى برنامه ها و پیمان هایى است:
یک. ایمان و باور قلبى بر یکتایى خدا؛
دو. ایمان به رسالت محمّد صلى الله علیه و آله ؛
سه. ایمان به جهان پس از مرگ و پاداش و کیفر؛
چهار. زندگى براساس مقررات جدید؛
پنج. و آراستگى به منش انسانى؛ اینک آیا این شرایط را مى پذیرید؟
خدیجه علیهاالسلام پس از اندیشه اى عمیق گفت: من به همه این اصول و ارزش ها ایمان آوردم، همه را گواهى کردم، از جان و دل باور کردم و بر این پیام و پیمان خشنودم، و در برابرش سر فرود مى آورم.»

* پیامبر(ص) با رحلت خدیجه (س) بزرگترین حامیش را از دست داد

هنگامی که پیامبر (ص) به همراه مسلمانان ـ از سال هفتم تا دهم بعثت ـ سه سال را در شعب ابی‌طالب در محاصره شدید اقتصادی و شرایط بد زندگی می گذراندند، حضرت خدیجه (س) در این سه سال، هیچ‌گاه پیامبر (ص) را تنها نگذاشت و چون همیشه به یاری او شتافت و همه ثروت خود را در جریان شعب خرج کرد؛ تا جایی که گفته‌اند پس از پایان محاصره اقتصادی، دیگر ثروتی نداشت. او همچنین از خویشان خود خواست تا به یاری مسلمانان بشتابند. خدیجه سه سال رنج و مشقت شعب را تحمل کرد که می‌توان آن را اوج فداکاری او در خدمت به اسلام به شمار آورد. پیامبر (ص) همواره از این خدمت و فداکاری خدیجه یاد می‌کرد و او را به سبب این ایثار و ازخودگذشتگی می‌ستود.
پس از خروج مسلمانان از شعب ابی‌طالب، مدتی نگذشت که ابوطالب، عموی فداکار پیامبر (ص) درگذشت و او را در حزن و اندوه فرو برد. چندی بعد، دیگر پشتیبان پیامبر (ص)، یعنی خدیجه (س) بیمار شد و درگذشت. این بانوی گران‌قدر، در دهم رمضان سال دهم بعثت، یعنی حدود سه سال پیش از هجرت از دنیا رفت. ازاین‌رو، سالی که این دو مصیبت بزرگ بر پیامبر(ص) وارد شد، «عام الحزن» نامیده شد، چنان که در تاریخ آمده است: «وَردَ عَلَی رَسولِ الله أمْران شدیدانِ عَظیمانِ وَ جَزَعَ جَزَعاً شدیداً؛ دو امر بزرگ و سخت بر پیامبر وارد شد به گونه‌ای که فریاد و ناله شدید حضرت بلند شد».
حضرت خدیجه (س) هنگام وفات، شصت و پنج سال داشت. او بیست و چهار سال از عمر شریفش را در کنار پیامبر (ص) سپری کرده بود. پیامبر (ص) در وفات خدیجه (س) بسیار گریست و با دست مبارک خویش او را داخل قبر گذاشت و برایش دعا کرد خدیجه کبری (س) در لحظات احتضار «اسماء بنت عمیس» را به نزد خویش طلبید و در مورد دخترش فاطمه زهرا سلام الله علیها به او سفارشاتی کرد. آنگاه فاطمه را نزد پیامبر صلی الله علیه و آله واسطه قرار داد که از رسول خدا، خواهش کند تا یکی از لباس‌های خود را کفن خدیجه قرار دهد. وقتی فاطمه نزد پدر رفت و درخواست مادر را مطرح کرد، اشک از چشمان حضرت جاری گشت، چیزی نگذشت که جبرئیل نازل شد در حالی که کفنی از بهشت همراه خویش داشت که خداوند آن را برای خدیجه فرستاده بود.
در یکی از زیارت‌نامه‌های پیامبر(ص) آمده است: «سلام بر همسران پاک و نیک تو، مادران مؤمنان، به ویژه بانوی راستین و پاک و پاکیزه، خشنود و پسندیده، خدیجه، بانوی بزرگ، مادر مؤمنان».(8)

منابع:
1ـ‌ سفینة البحار، ج1، باب خاء، ص 380
2ـ سیمای زنان در قرآن، انتشارات لوح محفوظ، ص23
3ـ شیخ عباس قمی، سفینة البحار، جلد یک، ص379
4ـ همان، ص 11، روایت ابن هشام، و ر.ک: ص 8
5ـ بحارالانوار، ج18، ص385، ح90
6ـ تاریخ خمیس، ج1، ص263
7ـ بحارالانوار، همان، ج16، ص44
8ـ فضیلت خدیجه در گفتار بزرگان، گلستان قرآن، ش 7، ‌آذر 1380، ص 25.

پس از صدور قطعنامه 1929 شورای امنیت علیه فعالیت های صلح آمیز هسته ای کشورمان که در فضایی شکننده ، بدون اجماع و پس از حدود یکسال تلاش آمریکا و طیف غربی شورای امنیت صورت گرفت، دومینوی تحریم های غیر از مجرای شورای امنیت هم به صورت یکجانبه از سوی 27 کشور عضو اتحادیه اروپا و همچنین کنگره آمریکا علیه کشورمان آغاز و در ادامه با تهدیدات و لفاظی های نظامی مبنی بر حمله به تأسیسات و زیر ساخت های هسته ای ایران در پیشخوان رسانه های مکتوب و مجازی غرب تداوم یافت. حال سوال این است که این تحریم ها که بیشتر در حوزه انرژی، نفت و گاز است و مطابق با مدعای غرب تحریم هایی فلج کننده و سخت خوانده می شود، چه تأثیراتی در روند فعالیت های جاری کشورمان خواهد داشت؟ آیا این تحریم ها از توان اختلال مؤثر در صنعت و زندگی روزمره مردم ایران برخوردارند؟ سوال دیگر اینکه جمهوری اسلامی برای خنثی سازی این تحریم ها وتهدیدات از چه ظرفیت ها و پتانسیل هایی برخوردار است و چگونه می توان توانمندی داخلی در خنثی سازی آثار تهدیدات را به غرب نشان داد؟ 

اهداف تحریم ها و تهدیدات

قبل از پرداختن به پاسخ سوالات فوق لازم است با انگیزه ها وا هداف واقعی آمریکا و همپیمانانش آشنا شویم. بدون تردید خصومت و دشمنی مجموعه غرب در قالب نظام سلطه جهانی با انقلاب اسلامی و نظام مردم سالار جمهوری اسلامی ایران یک دشمنی سیاسی نیست و به فرموده رهبر معظم انقلاب «‌دشمنی آمریکا با جمهوری اسلامی فراتر از مسائل سیاسی است.» از این رو یک راهبرد و هدف کلان در نظام سیاسی آمریکا در رابطه با جمهوری اسلامی شکل گرفته و آن این است که مادامی که ایران از اهداف اسلامی - جهانی خود دست برنداشته و به حوزه ای که در گذشته به آن تعلق داشته ، یعنی تحت سلطه آمریکا و غرب، برنگشته است ، در آماج تهاجمات مختلف غرب خواهد بود. در واقع به قول نظریه پرداز برخورد تمدن ها « پیروزی انقلاب اسلامی در ایران نقطه آغاز جنگ پنهان تمدن غرب با تمدن اسلام است.» و تنها غربی کردن اسلام و ایران است که می تواند زخم عمیق ناشی از پیروزی انقلاب بر پیکر به اصطلاح مدیریت جهانی غرب و آمریکا را مداوا نماید.

از این منظر کلی می توان به ریشه اصلی خصومت آمریکا و غرب با ایران اسلامی پی برد و دیگر طرحها و برنامه ریزی های آمریکایی را به مثابه ابزار و تاکتیکی دانست که در خدمت این راهبرد کلی به مقتضای زمان و موقعیت اجرا می شوند. لذا بخشی از این هدف از طریق جنگ تحمیلی 8 ساله و تضعیف زیر ساخت های دفاعی، اقتصادی و نظامی ایران دنبال شد و بخشی هم از طریق پیگیری تهاجم فرهنگی و آغاز جنگ نرم. درگیر سازی ایران با مجامع بین المللی از جمله مجامع یکسویه حقوق بشری و آژانس بین المللی انرژی اتمی و شورای امنیت هم در این پازل می توانند مورد استفاده غرب واقع شوند. اما جمهوری اسلامی ایران با دیپلماسی هوشمندانه خود و مقاومت سیاسی وهسته ای پایدار خود از عهده همه این خصومت ها برآمد و توانست پرونده هسته ای خود را پس از حدود هشت سال از گردنه های صعب العبور طراحی شده توسط آمریکا و شرکای غربی اش عبور دهد و امروز در اوج ناباوری غرب بدون مجوز آنها وارد جمع انحصاری و محدود باشگاه هسته ای جهانی شود.

از این رو غرب ناگزیر است دست به طراحی تاکتیکی به اصطلاح جدید بزند و راهبرد خود را همزمان و در دو جبهه پی بگیرد؛ یکی جبهه تحریم و تهدید و دیگری جبهه مذاکره و گفت و گو. البته این سیاست و تاکتیک «‌هویج و چماق »، «پلیس خوب و پلیس بد» و «فشار از بیرون و چانه زنی درداخل » برای سیاستمداران و مسئولان ایرانی سیاستی نخ نما و آشناست.

آمریکا در نقش پلیس بد به همراه دنباله نامشروعش رژیم صهیونیستی دم از تهدید، تحریم و حمله احتمالی نظامی می زنند در حالی که اروپا به عنوان پلیس خوب در قالب درخواست مسئول سیاست خارجه اش خانم کاترین اشتون مشغول فراهم سازی تمهیدات مذاکره مستقیم و گفت گوی سیاسی است و این یعنی برگشت به اول خطی که در این چند سال طی شده است.

لحاظ این نکات نشان می دهد که همچنان هدف اصلی آمریکایی ها وغرب ممانعت از دستیابی و داشتن فناوری پیشرفته هسته ای از سوی ایران است و تمام     تلاش های غرب در هر دو جبهه به یک نقطه می رسند و آن محروم سازی ایران و جهان اسلام و دیگر ملل دنیا از فناوری های پیشرفته روز است.

نکته حائز اهمیت در این خصوص این است که تحریم ها و تهدیدات نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران از بدو تأسیس همزاد آ‌ن بوده است و غرب در این خصوص حرفی جدید نمی زند.  ضمن این که تحریم های به اصطلاح فلج کننده ای که اروپا و آمریکا وعده  آن را می دهند آیا تاکنون وجود نداشته است؟ از سوی دیگر آیا در عالم واقع می توان پنجمین تأمین کننده بزرگ نفت وگاز اتحادیه اروپا را در اوج نیازمندی آنها وصنایع شان به این انرژی تحریم کرد؟

اعتراض چین و روسیه به گسترش تحریم های یکجانبه، ‌نقض نقش قوانین تحریمی از سوی شرکتهایی از فرانسه و آمریکا و انعقاد قرارداد انرژی 40 میلیارد دلاری چین و ایران نشانه های واضحی از شکست مجدد دیپلماسی تحریم و تهدید غربی است . شاید به همین دلیل است که خود غربی ها زودتر از دیگر کشورها دم از بازگشت به میز مذاکره می زنند و خواستار اجرای گفت و گوهای سیاسی مستقیم بین غرب و ایران می شوند. البته در این خصوص هم ایران پیش شرطهایی به دلیل بی اعتمادی ناشی از رفتار گذشته غرب برای آمریکا و اروپا تعیین کرده و مصرانه منتظر دریافت پاسخ آنهاست. ورای این موارد بررسی و مطالعه توانمندی دو طرف در پیشبرد خواسته هایشان تأثیر جدی در معادلات و معاملات فیمابین می گذارد. آمریکا با جبهه های متعددی که به روی خود گشوده است، آیا می تواند تهدید جدی نماید؟ ضمن اینکه توانمندی های ایران در عرصه های مختلف از جمله نظامی که نمایی از آن در روز ملی صنایع دفاعی یعنی 31 مرداد به نمایش درخواهد آمد پیام قاطع و محکمی است به تهدیدات بی اهمیت رژیم صهیونیستی و آمریکا که اگر دست از پا خطا کنند معلوم نیست که دیگر تداوم تهدیدات به نفع و اختیار آنها باشد.

نکته مهم دیگر این که متضرر واقعی تحریم ها و تهدیدات خود عاملان آنهاست. ایران اسلامی در طول ربع قرنی که با تحریم های آمریکا دست و پنجه نرم کرده، توانسته است در بسیاری از بخش ها به توان بومی و خودکفایی ملی دست پیدا کند و در بخش هایی هم که از این موهبت محروم بوده به راحتی توانسته است نیاز خود را از بازار بزرگ و متنوع جهانی تهیه نماید و در این بین بنا به تحلیل مراکز اقتصادی و بازرگانی آمریکایی و اروپایی تنها شرکتهای آمریکایی بازار بزرگ ایران را از دست داده اند و میلیاردها دلار در اقتصاد متضرر شده اند.

بنا براین قرائن و شواهد بسیاری از تضاد و تناقض در دیپلماسی و رفتار آمریکا و اروپا وجود دارد که نشان می دهد آنها از سر استیصال و درماندگی به هر حربه ای چنگ می زنند تا هم ایران را از راه خود بازدارند و هم پرستیژ و اعتبار نداشته جهانی خود را حفظ نمایند. غافل از این که ایران اسلامی با هوشمندی و اقتدار مراقب رفتار و گفتار آنهاست و دست غرب را خوانده است و   می داند که تا آنها از موضع قدرت به قضایای جهانی نگاه کنند ، نه تحریم و تهدیدشان واقعی است و نه درخواست مذاکره آنها رنگی از حقیقت دارد

برخی از وهابیون رویکرد جدیدی را علیه شیعیان به راه انداخته‌اند و شبهاتی را در ذهن جوانان و افراد کم اطلاع ایجاد می کنند. آنان تاکید ‌می‌کنند در صورتی که علیه این شبهات دلیلی آورده شود، جوایز نفیسی ارائه می‌دهند. شبکه ماهواره‌ای موسوم به " نور " در راستای مقابله با اصل امامت و ولایت جایزه دو میلیون درهمی را برای کسانی اعلام کرده که علیه شیعه اقدام کنند. شبکه ماهواره‌ای مذکور که در برخی استان‌های کشور بیننده هایی را به خود اختصاص داده است اخیرا اعلام کرده که هر کس بتواند آیه یا آیاتی بیاورد که به امامت و ولایت دلالت داشته باشد دو میلیون دینار یا درهم معادل 600 میلیون تومان جایزه خواهد داد. این شبکه با اعلام این مبلغ افسانه‌ای ادعا کرده است که در قرآن امامت به طور قطع مطرح نشده و آن را شیعیان از خودشان ساخته‌اند. برنامه‌های شبکه " نور " که به اعتقاد برخی حامیان اهل سنت و وهابی با دلیل و برهان مباحث را مطرح می‌کند در بین جوانان تاثیر به سزایی داشته به طوری که مباحث آن در میان مردم رد و بدل شده و اجرای چنین برنامه‌هایی را گامی به جلو ارزیابی می‌کنند.

ماه رمضان نهمین ماه از ماههای قمری و بهترین ماه سال است. واژه رمضان از ریشه «رمض» و به معنای شدت تابش خورشید بر سنگریزه است. می‌گویند چون به هنگام نامگذاری ماه های عربی، این ماه در فصل گرمای تابستان قرار داشت، ماه «رمضان» نامیده شد، ولی از سوی دیگر، «رمضان» از اسماء الهی است. این ماه ماه نزول قرآن و ماه خداوند است و شب‌های قدر در آن قرار دارد. فضیلت ماه رمضان بسیار زیاد و نامحدود است.ماه رمضان ماه خداوند، ماه نزول قرآن و از شریف‌ترین ماه‌های سال است. در این ماه درهای آسمان و بهشت گشوده و درهای جهنم بسته می‌شود، و عبادت در یکی از شب‌های آن ( شب قدر ) بهتر از عبادت هزار ماه است.
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در خطبه شعبانیه خود درباره فضیلت و عظمت ماه رمضان فرموده است: «ای بندگان خدا! ماه خدا با برکت و رحمت و آمرزش به سوی شما روی آورده است؛ ماهی که نزد خداوند بهترین ماه‌ها است؛ روزهایش بهترین روزها، شب‌هایش بهترین شب‌ها و ساعاتش بهترین ساعات است. بر مهمانی خداوند فرا خوانده شدید و از جمله اهل کرامت قرار گرفتید. در این ماه، نفس‌های شما تسبیح، خواب شما عبادت، عمل‌هایتان مقبول و دعاهایتان مستجاب است.
پس با نیت‌ای درست و دلی پاکیزه،‌ پروردگارتان را بخوانید تا شما را برای روزه داشتن و تلاوت قرآن توفیق دهد. بدبخت کسی است که از آمرزش خدا در این ماه عظیم محروم گردد. با گرسنگی و تشنگی در این ماه، به یاد گرسنگی و تشنگی قیامت باشید.»آن گاه پیامبر اکرم وظیفه روزه‌داران را برشمرد و از صدقه بر فقیران، احترام به سالخوردگان، ترحم به کودکان، صله ارحام، حفظ زبان و چشم و گوش از حرام، مهربانی به یتیمان و نیز عبادت و سجده های طولانی، نماز، توبه، صلوات، تلاوت قرآن و فضیلت اطعام در این ماه سخن گفت.به برخی از حوادث و رویدادهای مهم این ماه اشاره می‌شود:
وفات حضرت خدیجه در دهم رمضان سال دهم بعثت.
ولادت امام حسن مجتبی علیه السلام نیمه رمضان سال دوم هجرت.
جنگ بدر در سال دوم هجرت.
فتح مکه در سال هشتم هجرت.
رمضان از اسماء الله است رمضان اسمى از اسماء الهى مى‏باشد و نبایست‏به تنهائى ذکر کرد مثلا بگوئیم، رمضان آمد یا رفت، بلکه باید گفت ماه رمضان آمد، یعنى ماه را باید به اسم اضافه نمود، در این رابطه به سخنان حضرت امام محمد باقر (علیه السلام) گوش فرا مى‏دهیم روزه فقط امساک از اکل و شرب نیست، بلکه شرائطى دیگر هم همراه آن است، تعهد و مسؤولیتهاى انسان در برابر روزه، این فریضه الهى زیاد است.
روزه چهار گروه مقبول نیست
حضرت صادق(علیه السلام) فرمود: لا صیام لمن عصى الامام، و لا صیام لعبد آبق حتى یرجع، و لا صیام لامراة ناشزة حتى تتوب، و لا صیام لولد عاق حتى یبر، (1) روزه نیست‏براى کسى که امام و پیشواى خود را نافرمانى کند و از او اطاعت ننماید، و صحیح نیست روزه عبد فرارى، تا مراجعت کند و به خدمت‏باز نگردد، و روزه زن ناشزه درست نمى‏باشد تا توبه کند و در اختیار همسرش قرار گیرد و همچنین روزه فرزند عاق شده پدر و مادر تا خوب نشود و اصلاح نگردد، مورد قبول قرار نمى‏گیرد، و روزه به حساب نمى‏آید بلى یکى از ابعاد سیاسى این حدیث‏شریف، اطاعت و فرمانبرى پیروان و رهروان مسلمان از راهبر و پیشواى مذهبى است. فاطمه (سلام الله علیها) در آداب صائم سخن مى‏گوید


بسم الله الرحمن الرحیم

حلول ماه مبارک رمضان

فضیلت ماه رمضان
روزه
تلاوت قرآن
دعا واستغفار
شب های قدر
1- فضیلت ماه رمضان

رمضان ، ماهی است که در آن قرآن فرو فرستاده شده است ؛ [ کتابی ] که مردم
را راهنما و[ در بر دارنده ] نشانه های آشکار هدایت ومیزان تشخیص حق از
باطل است .  سوره مبارکه بقره آیه 185
درهای آسمان در شب اول ماه رمضان گشوده می شود وتا آخرین شب این ماه بسته
نمی شود.   پیامبر اکرم (ص)
بدبخت واقعی کسی است که  این ماه را پشت سر گذارد و گناهانش آمرزیده
نشود .     پیامبر اکرم (ص)
رمضان ، رمضان نامیده شد ؛ زیرا گناهان را می سو زاند .       پیامبر
اکرم (ص)
خداوند ماه رمضان را میدان مسابقه ای برای آفریدگان خود قرار داده تا با
طاعتش برای خشنودی او از یکدیگر پیشی گیرند .  امام حسن (ع )
2 -روزه
ای مومنان ! روزه بر شما مقرر شده است ؛ همچنان که بر پیشینیان شما مقرر
شده بود ، شاید که پرهیزگار شوید .  تحف العقول ص 236
روزه سپری است در برابر آتش       پیامبر اکرم (ص)
برای هر چیزی زکاتی است وزکات بدن ها روزه داری است .      پیامبر اکرم
(ص)
روزه بگیرید تا تندرست باشید .      پیامبر اکرم (ص)
روزه دل ، اندیشیدن به گناهان ، برتر است از روزه شکم ؛ یعنی غذا
خوردن    امام علی (ع)
3 -تلاوت قرآن
کسانی که کتاب [ آسمانی ] را به آنها دادیم ،[و] آن را چنان که شایسته آن
است می خوانند ، ایشان اند که به آن ایمان دارند . سوره مبارکه بقره ،
آیه 121
در ماه رمضان قرآن بسیار تلاوت کنید .      پیامبر اکرم (ص)
هرگاه فردی از شما دوست داشته باشد که با پروردگارش سخن بگوید ، قرآن
بخواند .     پیامبر اکرم (ص)
از خواندن قرآن غافل مشو ؛ زیرا قرآن دل را زنده می کند و از فحشا وزشت
کاری وستم بازمی دارد .   پیامبر اکرم (ص)
4- دعا واستغفار
دعای روزه دار ردّ نمی شود .     پیامبر اکرم (ص)
خداوند در هر شب ماه رمضان می گوید :« به عزت وجلالم سوگند ، به فرشتگان
فرمان داده ام درهای آسمان را بر روی بندگان دعا کننده من بگشاید ».
پیامبر اکرم (ص)
ماه رمضان ماه استغفار ، ماه روزه وماه دعا است .  پیامبر اکرم (ص)
ماه خدا به سوی شما روی آورده است ...  جان شما در گرو اعمال شما است ؛
پس آن را با استغفار آزاد کنید . پیامبر اکرم (ص)
دعای شما در این ماه به اجابت می رسد .  پیامبر اکرم (ص)
بر شما باد در ماه رمضان به بسیاری استغفار ودعا  .  امام علی (ع)
در ماه رمضان جز به دعا وتسبیح واستغفار وتکبیر لب نمی گشود .  امام سجاد(ع)
5- شب های قدر
هر کس شب قدر را احیاء بدارد ، تا سال آینده عذاب از او برداشته می
شود .  پیامبر اکرم (ص)
هر کس از روی ایمان وبرای رسیدن به ثواب الهی ، شب قدر را به عبادت
بگذراند ، گناهان گذشته اش آمرزیده می شود .  پیامبر اکرم (ص)
قلب ماه رمضان شب قدر است .  امام صادق (ع)
هر که فاطمه را ، آن گونه که سزاوار است ، بشناسد ، بی تردید شب قدر را
درک کرده است .  امام صادق  (ع)
مقدرات در شب نوزدهم تعیین ، در شب بیست ویک تایید ودر شب بیست وسوم [ ماه رمضان ]  امضا می شود . امام صادق (ع)

مقدمه
روزه یکی از احکام انسان ساز اسلام است، که آگاهی از همه فواید و پی بردن به فلسفه کامل آن همچون سایر احکام الهی برای انسان عادی ممکن نیست، دانش محدود بشر نمیتواند راهگشای همه اسرار نهفته باشد و اندیشه را به پاسخ
همه مجهولات رهنمون شود، شاید روزی دانش انسان به حدی از کمال برسد که دریچه تازه ای بر روی بشر بگشاید و حکمتها و دستورات اسلام را باز شناسد..... .
 بنابراین ندانستن فلسفه احکام الهی نباید ما را از انجام آن باز دارد و موجب نا فرمانی و عصیان شود، چرا که این اطاعت کورکورانه نیست، بلکه بر علم و یقین تکیه دارد زیرا مسلمانان میدانند که خدای جهان بر  همه چیز دانا و از همه چیز آگاه است و نقص و نیازی در ذات متعال او نیست که از اعمال سودی بخواهد یا از زیانی بهراسد، خدای مهربان خیر محض است و برای بندگان خود جز خیر و سعادت نمیخواهد، پس اگر به چیزی فرمان میدهد خیر و سعادت ما در آن است و کمال و تعالی ما بدان بستگی دارد و هر چیزی را نهی میفرماید برای ما زیان بخش است و بر مصالح مادی و معنوی ما لطمه میزند.


 فواید روزه
روزه فواید جسمی و روحی فراوان دارد، شفا بخش جسم و توان بخش جان است، پاک کننده آدمی از رذایل حیوانی، در ساختن فرد صالح و اجتماع بسامان بسیار موثر است، در تهذیب و تزکیه نفس و رهاندن انسان از روزمرگی و واماندگی در نیاز های تن تأثیر بسزایی دارد. فواید طبی و بهداشتی روزه که از سودمندیهای کوچک این فریضه انسان ساز است به حدی است که شاید نیاز به توضیح و تکرار نداشته باشد و بیشتر مردم کم و بیش از آن آگاهند. ما به اختصار به گوشه ای از این فواید انسان ساز اشاره میکنیم: معده و دستگاه گوارش از اندام پرکار بدن آدمی است، با سه وعده غذا که معمول مردم است؛ تقریباً در همه ساعات دستگاه گوارش به هضم و تحلیل و جذب و دفع مشغول است. روزه باعث میشود از یکسو این اعضا استراحت کنند و از فرسودگی مصون بمانند و نیروی تازه ای بگیرند و از سوی دیگر ذخایر چربی که زیانهای مهلکی دارند تحلیل رفته و کاسته شوند.
 در روایات اسلامی حتی به فواید جسمی روزه نیز تصریح شده تا برخی از سست عنصران، اگر نه با ایمان کامل لااقل با توجه به فواید بهداشتی روزه این فریضه ثمر بخش را بجای آورند و از سودمندیهای گوناگون آن در حد خود بهره ور شوند. پیامبر گرامی اسلام در همین رابطه فرموده اند: «صوموا تصحوا» روزه بگیرید تا سالم بمانید. و نیز در روایات بسیاری پیشوایان گرامی اسلام فرموده اند: « معده آدمی خانه بیماریهای اوست و پرهیز از غذا درمان آن است»
 بدیهی است آنگاه فواید بهداشتی روزه بهتر به دست میآید که روزه دار امساک روز را با زیاده روی در شب تلافی نکند، که پر خوری خود موجب زیانهای چشم گیری برای دستگاه گوارش است. با پیشرفت دانش پزشکی، برخی از پزشکان و متخصصان دریافته اند که امساک از خوردن و آشامیدن، عالی ترین روش درمانی است، یکی از پزشکان میگوید: « طرح درمان به وسیله روزه بسیار چنان معجزه آساست که بکار بستن آن مسیر، طرحها و برنامه های طب عملی و جراحی را تغییر خواهد داد، زیرا روزه راه تازه ای به روی دانش پزشکی میگشاید؛ و سلاح موثری برای مبارزه با بیماریها به این دانش میبخشد سلاحی که  میتوان آن را از راههای گوناگون مورد استفاده قرار داد تا انسان را در مبارزه با علت بیماریها برای بهبود بیماران به نتیجه مطلوب و آشکار رسانند. »  با روزه و امساک میتوان بیماریها را بهبود بخشید و معالجه کرد البته در صورتی که با اعتدال و میانه روی مقرون باشد و در هنگام سحر و افطار در خوردن و آشامیدن افراط نشود.بررسی فواید بهداشتی و طبی روزه در این مختصر نمیگنجد، آنانکه به توضیح بیشتر علاقمندند میتوانند به کتابهایی که در این زمینه تألیف شده است مراجعه نمایند. باید توجه داشت، بر خلاف تصور کوتاه اندیشان، روزه هیچگونه ضرری برای افراد سالم مکلف ندارد و اگر کسی بیمار باشد و نتواند روزه بگیرد و با این کار بیمار تر شود و یا روزه باعث گردد که بیماریش ادامه یابد کار حرامی مرتکب شده و روزه اش نزد خدا پذیرفته نیست، بیماری که روزه برای او ضرر دارد نباید روزه بگیرد و فقط لازم است در روزهای دیگر قضای آن را بجا آورد و جبران کند. افراد سالم باید بدانند که روزه نه تنها زیانی برایشان ندارد بلکه چنان که گفتیم، موجب تندرستی و صحت مزاج است و بگفته برخی شکم پرستان که خود روزه نمیگیرند و دیگران را نیز از روزه باز میدارند و تلقین میکنند که روزه موجب زخم معده میشود، نباید اعتنا کرد، اینگونه دروغها تنها بهانه افراد سست عنصری است که که اسیر شکم خویشند و از عزم و اراده انسانی در آنان خبری نیست. « روزه باعث استراحت معده است و در حال روزه اسید معده بجای غذا به وسیله صفرا خنثی میشود و زخم ایجاد نمیگردد»  اکثریت غریب به اتفاق مسلمانان متدین ماه مبارک رمضان را روزه میدارند و به هیچ وجه شکایتی از این بیماری ندارند و نسبت بیماری زخم معده روزه داران بیشتر از دیگران نیست همانطور که گفتیم فواید جسمی و بهداشتی روزه اگرچه چشمگیر و غیر قابل انکار است ولی مهمترین فواید روزه اثرات بهداشتی آن نیست، متأسفانه برخی در بررسی فواید روزه تنها به همین اثرات بهداشتی آن بسنده کرده اند، درحالیکه فواید برتر روزه به جنبه های معنوی آن مربوط میشود، فواید جسمی روزه با اثرات معنوی آن در سازندگی تربیت و تزکیه انسان قابل مقایسه نیست، اگر چه همان فواید طبی هم گواهی است بر اصالت اسلام عزیز، چرا که این آیین فطری و آسمانی چهارده قرن پیش با ژرف بینی و احاطه ای که جز از خدای متعال نمیتواند بود در محیط جاهلیت عرب دستوراتی برای انسانها وضع کرده است که دانش پزشکی انسان متمدن عصر ما با پیشرفت خود روز به روز بر گوشه هایی از حکمت آن پی میبرد


روزه و صبر
 «صبر» از خصایلی است که در اخلاق اسلام بر آن بسیار تأکید شده است ، انسان مسلمان در زندگی فردی و اجتماعی خویش در راه هدفهایی مبارزه میکند و با مشکلاتی نیز روبرو است بدون خصلت صبر، پیروزی بر مشکلات و رسیدن به هدفها آسان نیست . صبر و مقاومت بر نیروی پایداری انسان می افزایدو اراده را توانا میسازد هیچ جامعه ای اگر تحمل ناگواریها را نداشته باشد بر مشکلات خویش و بر دشمنان خویش نمیتواند پیروز گردد. با صبر و مقاومت است که میتوان به به پیکار ستمگران رفت و دست استعمار گران را کوتاه نمود و روزه – بویژه در روزهای گرم و طولانی تابستان که فشار تشنگی طاقت فرسا میشود بطور چشمگیری به انسان صبر و مقاومت می بخشدو تحمل رنج و سختی را بر آدمی آسان میسازد.
قرآن کریم با توجه به همین اثر که از روزه به صبر تعبیر کرده است : و استعینوا بالصبر و الصلوه ......... از صبر(روزه ) – و نماز کمک بگیرید.........
 امامان معصوم ما علیهم السلام «صبر» را در این آیه به روزه تفسیر کرده اندو پیامبر گرامی (ص) نیز ماه رمضان را ماه صبر نامیده اند :« شهر الصبر و ان الصبر ثوابه الجنه»  (رمضان ماه صبر است و پاداش صبر بهشت است) و امام صادق علیه السلام نیز بهمین ویژگی روزه اشاره فرموده است: هر گاه برای کسی حادثه ای جانکاه پیش آمد روزه بگیرد که خدا فرموده است « و استعینوا بالصبر و الصلوه».

روزه و قناعت
اسلام بر خلاف مکاتب مادی شرق و غرب دنیا و نعمتهای مادی آنرا وسیله ای برای تکامل معنوی و رسیدن به سعادت جاوید میداند و بهمین دلیل فرهنگ اسلام فرهنگ لذت جویی و مصرف نیست بلکه فرهنگ قناعت و ایثار است. در روشهای مادی تن آدمی و خور و خواب آن اصالت داردو حرص و آز برای برخورداری بیشتر گریبانگیر افراد است و در اسلام اصالت با معنویت انسان است و قناعت و ایثار و فداکاری از راههای وصول به مراتب بلند انسانیت محسوب میشود.
روزه فریضه ای است که مسلمانان را از غرقه شدن در مادیگرایی و حرص و آز برای لذتهای مادی و مسابقه برای مصرف و تن پروری میرهاند و به او می اموزد که به فکر دیگران باشد و بر خواهشهای جسمانی خویش مسلط گردد و به مصرف به مقدار نیاز قناعت ورزد و از اصراف و تبذیر بپرهیزد. روزه به مسلمانان می آموزد که با کم هم میتوان زیست و حرص و طمع فقط غرق شدن در مادیات و انحراف از معنویات است و برای زیستن لازم نیست که با همه وجود تن و لذتهای آن پرداخت.
روزه به مسلمان مناعت و قناعت را می آموزد و ارزش این صفات و تأثیر آن در ایجاد صفات برجسته دیگر همچون زهد و جود و بخشش بسیار است. قانع از دیگران بی نیاز است و تن به ذلت و خواری نمیدهد، جامعه ای که روح قناعت را در خود بپرورد بر خود متکی خواهد بود و با دوری از مصرف بی رویه میتواند بر پای خویش بایستد و از بیگانه بی نیاز باشد. همه دیدیم که پس از تهدید آمریکا و غرب به تحریم اقتصادی ایران امام امت و رهبر کبیر انقلاب اسلامی فرمودند «ملت ما مسلمان است و در برابر تحریم اقتصادی و کمبود نیازمندیها روزه خواهد گرفت» آری مسلمان را به زیستن با مصرف کم آشنا میسازد و براستی نیز ملت مسلمان ما میتواند با الهام از فریضه ثمر بخش روزه سطح مصرف را پایین آورد و با قناعت به آنچه دارد از وابستگیهای اقتصادی به استعمار گران نجات یابد.مسلمانان صدر اسلام با همین روحیه از همه چیز خود در راه خدا می گذشتند و حتی در میدانهای جنگ به چند دانه خرما قناعت میکردند و با تکیه بر معنویت و صفات انسانی خویش پیروزی می آفریدند و خدای را سپاس که هم اکنون نیز بسیار از جوانان ما بویژه گلهای سرسبد انقلاب اسلامی، جوانان رزمنده پاسدار از یک چنین ایمان و روحیه ای بر خوردارند و بسیار اتفاق افتاده است که جوان پاسدار اسلام روزه بوده و گاه روزه خویش را با شربت شهادت افطار کرده است و حماسه این خدا جویان حماسه آفرین برای همیشه بر صفحات پر افتخار تاریخ اسلام ثبت خواهد بود. پاکترین درودهای ما و درود خدا و فرشتگان بر ایشان باد.

همدردی با فقیرانپیشوایان گرامی دین، در روایات و ادعیه اسلامی ماه رمضان را ماه مواسات نامیده اند.از نتایج بارز روزه برانگیختن حس همدردی نسبت به مستمندان و همنوعان تنگدست است، آنانکه زندگی آسوده ای دارند و رنج فقیر و طعم گرسنگی را نچشیده اند، ممکن است از حال مستمندان غافل بمانند و روزه وسیله ای است که آنان را از غفلت میرهاند و رنج مستمندان را با یاد آنان میاورد تا به دستگیری فقیران همت گمارند و به درد دل آنان برسند.  از سویی به احسان و اطعام و انفاق به مستمندان در ماه مبارک رمضان بسیار سفارش شده است و از سویی دیگر گرسنگی و تشنگی روزه موجب درک رنج مستمند میگردد و بدین ترتیب ثروتمند به فقیر نزدیک می شود و احساسها رقت میابد و احسان و انفاق فزونی میگیرد و جامعه کمک به همنوع را میاموزد. مواسات یعنی سهیم ساختن برادران در رزق و روزی و رمضان به همین جهت ماه مواسات نامیده اند تا مسلمانان به احسان نسبت به هم بپردازند و با تمرین بر این صفت ارزنده انسانی جامعه را از حقد و کینه برهانند و برادروار در کنار هم از نعمتهای الهی بهره بگیرند و شایسته است که روزه داران به همه این نکات انسانی روزه توجه کنند و بکوشند واقعاً فریضه روزه را آنچنان که باید بجا آورند و ماه مبارک رمضان را آنچنان  که سزاوار این ماه است بسر آورند، تا همگان از برنامه های سازنده اسلامی بهره ور شوند.
 از حضرت امام حسن عسگری (ع) پرسیدند: «چرا روزه واجب شده است» فرمودند: «تا ثروتمند درد گرسنگی را در یابد و به فقیر توجه کند. هشام از امام صادق علیه السلام علت روزه را پرسید، امام فرمود: «خداوند روزه را واجب کرد تا غنی و فقیر با هم مساوی باشند و بدان جهت که غنی رنج گرسنگی را لمس نکرده تا به فقیر رحم کند و هر وقت چیزی خواسته قدرت بدست آوردن آنرا داشته است خدا خواسته است که میان بندگانش یکنواختی بوجود آورد و خواسته است ثروتمند طعم گرسنگی را بچشد و اگر جز این بود ثروتمند بر مستمند و گرسنه ترحم نمیکرد.

شبهای قدر :شبهای نوزدهم ، بیست ویکم وبیست وسوم ماه مبارک رمضان

شب نوزدهم :
اول شبهای قدر است وشب قدر همان شبی است که در تمام سال شبی به خوبی وفضیلت آن نمی رسد وعمل در آن بهتر است از عمل در هزار ماه ودر آن شب تقدیر امور سال می شود وملائکه وروح که اعظم ملائکه است درآن شب باذن پروردگار بزمین نازل می شوند وبخدمت امام زمان علیه الستلام مشرف می شوند وآنچه برای هر کس مقدر شده است بر امام علیه السلام عرض می کنند واعماال شب قدر بر دو نوع است ، یکی آنکه در هر سه شب باید کرد ودیگر آنکه مخصوص است بهر شبی.
اما اعمالی که در هر سه شب مشترک است وباید انجام داد :
اول : غسل است  ( مقارن غروب آفتاب ، که بهتر است نماز شام را با غسل
خواند )

دوم : دو رکعت نماز است که در هر رکعت بعد از حمد هفتمرتبه توحید بخواند وبعد از فراغ  هفتاد مرتبه اَستَغفُرِاللهَ وَاَتوبُ اِلَیهِ ودر روایتی است که از جای خود بر نخیزد تا حقتعالی او وپدر ومادرش را بیامرزد.

سوم : قرآن مجید را بگشاید وبگذارد در مقابل خود وبگوید :  اَللّهُمَّ اِنّی اَسئَلُِکَ بِکِتابِکَ المُنزَلِ وَمافیهِاسمُکَالاَکبَرُو،اَسماؤُکَ الحُسنی وَیُخافُ وَ یُرجی اَن تَجعَلَنی مِن عُتَقائِکَ مِنَ النّار پس هر حاجت که دارد بخواند

چهارم : مصحف شریف را بگیرد وبر سر بگذارد وبگوید :
 اَللّهمَّ بِحَقِّ هذاالقُرآنِ وَ بِحَقِّ مَن اَرسَلتَه بِه وَبِحَقِ کُلِّ مومنٍ مَدَحتَه ُ فیهِ وَبِحَقِّکَ عَلَیهِم فلا اَحَدَ اَعرَفُبِ بِحَقِّکَ مِنکَ
ده مرتبه بگوید : بِکَ یا الله
ده مرتبه : بِمُحَمَّدٍ
ده مرتبه : بِعلیٍّ
ده مرتبه : بِفاطِمَةَ
ده مرتبه : بِالحَسَنِ
ده مرتبه :  بِالحُسَین ِ
ده مرتبه :  بِعلیّ بنِ الحُسین
ده مرتبه :  بِمُحَمَّدِ بنِ  عَلِیٍّ
ده مرتبه :  بِجَعفَر بنِ مُحَمَّدٍ
ده مرتبه :  بِموُسی بنِ جَعفَر ٍ
ده مرتبه :  بِعلیِّ بنِ عَلیٍّ
ده مرتبه :  بِعَلِیِّ بنِ  مُحَمَّدٍ
ده مرتبه :  بِالحَسَنِ بنِ  عَلِیٍّ
ده مرتبه :  بِالحُجَّةِ
پس هر حاجتی داری طلب کن .

پنجم : زیارت امام حسین (ع) است؛ که در خبر است که چون شب قدر میشود
منادی از آسمان هفتم ندا میکند که  حق تعالی آمرزید هر کسی را که به
زیارت قبر امام حسین (ع) آمده .

ششم : احیا داشتن این شبها است که در روایت امده هر کس احیا کند شب قدر
را گناهان او آمرزیده شود هر چند به عدد ستارگان آسمان وسنگینی کوهها
وکیل دریاها باشد .

هفتم : صد رکعت نماز کند که فضیلت بسیار دارد ، وافضل آنست که در هر رکعت
بعد از حمد ده مزتبه توحید بخواند .

هشتم : بخواند :اَللّهُمَّ اِنّی اَمسَیتُ لَکَ عَبدًا داخِرًا لا
اَملِکُ لِنَفسی وَ اَعتَرِفُ ....

اما اعمالی که مخصوص هر شب است وباید انجام داد :
شب نوزدهم :
اول : صد مرتبه اَستَغفُرِاللهَ رَبی وَاَتوبُ اِلَیه
دوم : صد مرتبه  اَللّهُمَّ العَن قَتَلَةَ اَمیرَالمومنینَ
سوم : بخواند یا ذَالَّذی کانَ ...
چهارم : بخواند دعای اَللّهَمَّ اجعَل فیما تَقضی وَ....

شب بیست ویک : فضیلتش زیادتر از شب نوزدهم است ، و باید اعمال آن شب را از غسل  واحیاء وزیارت ونماز ، هفت قل هوالله وقرآن بر سر گرفتن وصد رکعت نماز ودعای جوشن کبیر وغیر در این شب بعمل آورد ، در روایات تاکید شده در غسل واحیاء وجدّ وجهد در عبادت در این شب وشب بیست وسوم

یکی از احزاب جبهه دوم خرداد اهداف پروژه اختلاف میان قوا را مورد بررسی دقیق تر قرار داده است. این حزب که وابسته به یکی از چهره های برجسته سیاسی کشوراست ایجاد اختلاف میان قوا را در بردارنده رسیدن به اهداف ذیل دانسته است: 

 1- با ایجاد اختلاف کارکردهای این قوا مورد خدشه قرارخواهد گرفت. 

 2- موجب اختلال در خدمات رسانی خواهد شد.  

3- با توجه به این که قوای مزبوردر سبد اصولگرایان تعریف می شود،ضعف آن ها ضعف و انحطاط اصولگران نمود خواهد یافت. 

 4- عنصربالانس کننده قوا مورد تردید قرار خواهد گرفت.  

5- احیای چهره و پدر معنوی این حزب مورد توجه قرار خواهد گرفت.  

6- به لحاظ بین المللی سیگنال های لازم ارسال خواهد شد. گفتنی است این حزب دوم خردادی در ادامه با فازبندی فعالیت های خود تصریح کرده در صورت شدت دادن به این روند می توان در 6 ماهه اول فعالیت خود شاهد اختلاف عمیق میان قوا بوده و با تند کردن شیب در 6 ماهه دوم به پایان کار دولت از طریق مکانیسم های موجود مانند بخشی از مجلس امیدوار و تضعیف دو قوه دیگر را نیز شاهد بود.

سایت اینترنتی کلمه که مواضع رسمی میرحسین موسوی را منعکس می کند، با انتشار مقاله‌ای با عنوان «جایگاه دین در جنبش سبز» به قلم فرزاد کمانگیر و بهزاد راد به تخطئه باورهای دینی پرداخت و به صراحت نوشت که بدنه جریان سبز به چنین اموری باور ندارد.

در این مقاله آمده است: «طرح منشور، چارچوبی است جهت یافتن حداقل‌های مشترک تمام کسانی که برای «نیل به آزادی، عدالت اجتماعی، استقرار موازین حقوق بشر و تحقق حاکمیت ملی» مبارزه می کنند. تنها حول محور این اصول اساسی است که گروه‌های مختلف می‌توانند اتفاق نظر داشته باشند، مهم التزام نظری و عملی به چنین اصولی است. اینکه جریان‌های مختلف درون جنبش این اصول اساسی یک نظام دموکراتیک را از چه متونی استخراج می‌کنند و چگونه توجیه می‌کنند اهمیت چندانی ندارد. شاید آقای موسوی از متون دینی به این استخراج برسد و دیگر گروه‌ها از سایر متون، از جمله «منشور بین المللی حقوق بشر». مهم این است که جریانهای مختلف درون جنبش بر سر این اصول اساسی به عنوان یک مخرج مشترک به توافق برسند».

این مقاله ادامه می‌دهد: «خواسته جدایی دین از سیاست در سطح کلان در برگیرنده استقلال متقابل نهادهای دینی و روحانی از حکومت است و نه به معنی عدم حضور دین در جامعه».

 نویسنده در بخش دیگری از مقاله‌اش به صراحت اسلام سیاسی را زیر سؤال برده و می‌نویسد: «با در نظر گرفتن تکثر گرایی جنبش سبز نمی‌توان از «اسلام سیاسی جنبش سبز» سخن گفت چرا که این تنها اعتقاد بخشی از جنبش است، هر چند که این بخش بزرگ باشد. این بخش می‌تواند در نهایت عملاً در «حوزه عمومی» با تشکیل احزاب دموکراتیک اسلامی شرکت کند و مبلغ چنین اسلام سیاسی‌ای باشد. ولی به هیچ وجه خواسته‌های این بخش نمی‌توانند جزء حداقل‌های مورد توافق تمام اعضای جنبش سبز قرار گیرند».

"کلمه" به دلایلی که حدس زدن آن سخت نیست، نگفته است که موضع موسوی در مقابل چنین ایده‌هایی چیست؟!

گفتنی است که ائتلاف اپوزیسیون روی یک نقطه، پیشنهاد «ریچارد هاس» مسئول شورای روابط خارجی آمریکا به سران فتنه و سایر گروههای ضد انقلاب بوده است. ریچارد هاس از این طرح خود با عنوان «ائتلاف سفید» یاد کرده و معتقد است نقطه ائتلاف باید براندازی جمهوری اسلامی ایران باشد تا همه گروههای مخالف جمهوری اسلامی ایران بتوانند در آن حضور داشته باشند. این طرح پیشنهاد جرج سوروس نیز بوده است که با موافقت سران فتنه و گروههای مدعی اصلاحات روبرو شد و در پی آن ائتلاف مدعیان اصلاحات با منافقین و بهایی‌ها و سلطنت طلبان و نیز همراهی و دنباله‌روی جریان فتنه از مدیریت بیرونی شکل گرفت.

در مقایسه کودتای مخملی سایر کشورها با ایران معلوم می‌شود که فشار و هجمه کودتاگران در «کودتای مخملی» ایران بیش از سایر کشورها بود. با این حال این کودتا در دیگر کشورها و حداقل در بیشتر آنها پیروز شد اما در ایران با شکست مواجه گردید. علت را باید در سه عامل جست‌وجو کرد: 1- رهبری؛ 2- مردم؛ 3- سپاه و بسیج.

1- مقام معظم رهبری با جایگاه قانونی ورود مسئولانه به موضوع در نماز جمعه نشان دادند که مسائل اساسی در نظام اسلامی به نامزدهای ریاست جمهوری و سران قوا ختم نمی‌شود و درخصوص این مسائل حرف آخر را رهبری می‌زند. هنگامی که معظم‌له در نماز جمعه موضع گرفتند که تسلیم بدعت نمی‌شوند و قدمی عقب نمی‌نشینند، مردم متوجه شدند که موضوع از چه قرار است و دشمن هم پی برد که از آن به بعد حرکت برای وی چقدر مشکل است. آشوبگران هم ناچار شدند شتاب‌زده، تمام توان خود را به صحنه بیاورند که به سرعت سرکوب شدند.

2- مردم اگر چه در آغاز طرح بحث تقلب از سوی موسوی و تجمعات غیرقانونی در وضعیت بلاتکلیف به سر می‌بردند؛ اما به محض شنیدن سخنان مقام معظم رهبری در نماز جمعه و پی‌بردن به عمق توطئه و اینکه دشمن موذیانه اقدام به فتنه‌انگیزی کرده از بلاتکلیفی خارج شدند و با جانبداری کردن از نظام عرصه را برای آشوبگران و رهبران آنها تنگ کردند.

3- سپاه و بسیج به عنوان اصلی‌ترین بازوان رهبری با ورود سنجیده و حساب شده به مباحث پیش از انتخابات، حین انتخابات و پس از آن نشان دادند از بصیرت و هوش سرشاری برخوردارند. این افتخار بزرگ برای بسیجیان و پاسداران ثبت شد که دشمن با به کارگیری تمام توانش نتوانست حقیقت را از چشم پاسداران و بسیجیان پنهان کند و نتوانست برای لحظه‌ای آنها را از انجام مأموریت خویش باز دارد.

1- برنامه ریزی عمقی

پروژه واشنگتن و طراحان انقلاب از درون بر این مبنای نظری است که نیروی پیش برنده یک "اصلاحات موفق" از داخل کشور ناشی شود. بهترین شیوه برای تشویق اصلاحات نیز از طریق جامعه مدنی متشکل از سازمان‌های غیر دولتی و... است. اسناد موثقی نشان می‌دهد  که برای تحول مخملی در ایران سرمایه گذاری مالی، معنوی، آموزشی وسیعی کرده اند.رهبر معظم انقلاب این مساله را به کارگزاران نظام هشدار داده بود و تاکید کرده بودند که «از اوّل انقلاب تا امروز در مسائل گوناگون و در عرصه‌های مختلف این نظام با جوانب و جریانهای گوناگون بوده‌ام و هم آدمها و حرفها را می‌شناسم و هم با تبلیغات رسانه‌ای دنیا آشنا هستم، به یک جمع بندی در مورد مسائل ایران رسیده‌ام که خلاصه آن عبارت است از اینکه ‌یک طرح همه جانبه امریکایی برای فروپاشی نظام جمهوری اسلامی طراحی شده و جوانب آن از همه جهت سنجیده شده (است.) این طرح، طرح بازسازی شده‌ای است از آنچه که در فروپاشی اتّحاد جماهیر شوروی اتّفاق افتاد. به نظر خودشان می‌خواهند همان طرح رادر ایران اجرا کنند.»

"یحیی کیان‌تاج‌بخش" در اعترافات خود بستر سازی برای براندازی از طریق جامعه مدنی را این گونه بیان داشت: ‌"دیدیم که یک بُعد پروژه، برنامه‌های آشکار است و یک بُعد دیگر نهادسازی، فرهنگ‌سازی و شبکه‌سازی ولی بعد سوم در واقع اهداف دراز مدت بنیاد سوروس هست که محتوای آن پیاده کردن فلسفه جامعه باز است "."وی یکی از کارهای عمقی برای ظهور انقلاب مخملی را انتشار و تدریس کتاب"سرمایه اجتماعی" خود یاد کرد که توسط دفتر مطالعات سیاسی وزارت کشور در دوره اصلاحات به فارسی ترجمه شده بود وی در ارزیابی خود از تاثیر این کتاب می‌گوید‌مقوله و مفهوم سرمایه اجتماعی در داخل مجلات رسمی وزارت کشور که برای تمام شهرداریهای کشور ارسال می‌شد برای اولین‌بار ‌مطرح ‌شد، بعنوان حکمرانی خوب و سرمایه اجتماعی محلی. در واقع این مقوله اشاعه پیدا کرد تا آنجا که متوجه شدم که این بحث در داخل بعضی از شعارهای انتخاباتی هم بتدریج جای گرفت ".(خبرگزاری فارس1388)

بنیادهای امریکایی از جمله بنیاد سوروس برای زمینه سازی انقلاب سبز در ایران بسیار شایق بوده و از هر فرصتی برای این منظوراستفاده می‌کردند"هاله اسفندیاری " در این رابطه گفت‌"نماینده بنیاد سوروس با ما تماس گرفت. او از بنیاد "فورد " شنیده بود که در مرکز ویلسون یک برنامه خاورمیانه‌ای را شروع کرده و اینکه علاقه‌مند است که در کنار این یک برنامه ایران را هم داشته باشد این بود که نماینده انستیتوی جامعه باز که بخشی از بنیاد سوروس است با ما تماس گرفت و آقای "انتونی ریشته " به واشنگتن آمدند و آنجا با رییس برنامه بین‌الملل و من یک نشستی داشتیم. در این جلسه بود که در مورد هدف و برنامه‌هایی که در نظر داشتیم برای ایشان توضیحاتی دادیم، ایشان هم گفتند که علاقه‌مند هستندکه این بنیاد به برنامه سخنرانیهای ایران کمک مالی بکند.(همان)

2- آموزش انقلاب مخملی

یکی از اقدامات امریکا و غربی‌ها برای زمینه‌سازی انقلاب رنگی در ایران آموزش ویژه در این خصوص است.در این راستا، نیکلاس برنز معاون وزیر خارجه آمریکا در خصوص برنامه‌های این کشوردر داخل ایران تصریح کرد که « این طرح همان نقشه "ایستگاه ریگا" در کشور لیتونی است که در زمان قطع روابط سیاسی بین مسکو و واشنگتن مهم ترین مرکز جمع آوری و به دست آوردن اطلاعات در شوروی سابق بود . آمریکا در این چارچوب فعالیت در کشور‌های اطراف ایران را در دستور کار دارد. از جمله در دبی دفاتری را راه‌اندازی کرده است که علاوه بر همکاری با NGOS در ایران ،ایرانیان ساکن در دبی را به کارگاههای آموزشی دعوت می‌کند که در آن "شورش‌های صلح آمیز"، شبیه به آنچه در گرجستان و فیلیپین و دیگر نقاط رخ داد به آنها آموزش داده می‌شود و مرکز درگیریهای غیر خشن بین‌المللی آمریکا نیز در برگزاری این جلسات به آنها کمک می‌کند. جدای این گونه فعالیتهای آمریکا، دولت بوش از کنگره چندین میلیون دلار تقاضا کرده تا بتواند برنامه‌های خود را به خوبی اجرا کند. ازجمله بودجه 75 میلیون دلاری که هم اکنون در اختیار آنان است.» در این راستا "دختر دیک ‌چنی" بعنوان مسئول این پروژه منصوب شد. او در قالب این پروژه شروع به شناسایی افراد و یار‌گیری نموده و دستورالعمل 2000 صفحه‌ای برای اجرای این پروژه تهیه کرده و افرادی در اعترافات خود اعلام می‌کنند برای آموزش کودتای مخملی به این دفتر در دُبی مراجعه کردند.

3- جذب، استخدام و آشنا سازی خبرنگاران مخملی

انقلاب‌های رنگین در حقیقت انقلاب‌های رسانه‌ای هستند تجربه اوکراین و گرجستان و قرقیزستان و آنچه قرار بود در میانمار رخ دهد، نشان داد که انقلاب‌های مخملی در این کشورها در سایه فعالیت‌های رسانه‌‌ای پیگیری شدند.از این رو، جذب، استخدام و آشنا سازی خبرنگاران مخملی در ایران مورد توجه جدی قدرت‌های خارجی بود.

اعترافات افرادی مانند‌ "هاله اسفندیاری، رامین‌جهانبگلو و کیان‌تاجبخش" نشان داده بود که روزنامه‌نگاران یکی از مهمترین گروههای هدف در پروژه براندازی نرم هستند.بر همین اساس در سالهای گذشته، شاهد سفرهای متعدد روزنامه‌نگاران و خبرنگاران رسانه‌های مختلف کشور به کشورهایی چون هلند، انگلیس، فرانسه، ایتالیا، هند، ژاپن و... بوده‌ایم. در این سفرها، عناصری چون "خاویرسولانا، الیزابت چنی و فرح کریمی"، میزبان روزنامه‌نگاران ایرانی بوده‌اند و طی آن کلاس‌های آموزشی با تدریس کتاب‌هایی چون "از شورشیان آرمانخواه تا مبارزان بی‌آرمان" تألیف "جین شارپ" که ازسال 1993 در تیراژی وسیع در کشورهای اروپای شرقی و جمهوری‌های استقلال‌یافته شوروی چاپ و توزیع شده، همراه بوده است. بخشی از کار شناسایی و دعوت از روزنامه‌نگاران ایرانی، به عهده ایرانیان فراری در اروپا و امریکا مانند "فاطمه حقیقت‌جو" گذارده شده بود.

استخدام خبرنگارانی که حساسیت برانگیز نباشد یکی از تاکتیک‌های پروژه انقلاب مخملی ایران بود .بهاری یکی از ضد انقلاب‌ها دراین رابطه می‌گوید: «وزارت اطلاعات و وزارت ارشاد هر سال فعالیت خبرنگاران ایرانی رسانه‌های خارجی را جهت تمدید کارت خبرنگاری با دقت محاسبه می‌کنند و در مواقعی بوده که به دلیل کم‌کاری یک خبرنگار مجوز فعالیت به او داده نشده و تصور می‌کنم با وجود سختی کار جاسوسی برای خبرنگاران، انتخاب جاسوس بیشتر از میان صاحبان مشاغل و حرفه‌ها و رشته‌هایی چون علوم، مهندسی و پزشکی که کمتر نظارت بر آنها وجود دارد، انجام می‌شود.» (فارس 1388)

4- جذب نویسندگان و نخبگان فکری

آمریکا براساس تجربه انقلاب رنگی در گرجستان و اوکراین و...، به برقراری ارتباط با نخبگان علمی به انحاء مختلف و دعوت به سمینارهای بین المللی و همچنین به استخدام نویسندگان و فعالان فکری ایرانی دست زد. در واقع از نظر آمریکا نخبگان به مثابه اسب تراوای این کشور برای دگرگونی و جابجایی قدرت بودند. استخدام عناصری مانند "هاله‌اسفندیاری، تاج‌بخش و جهانبگلو"، بخشی از پروژه افشاء شده انقلاب مخملی در ایران  بود. این افراد در اعترافات خود فرایند این پروژه را اینچنین بیان کردند:

"هاله اسفندیاری" می‌گوید علاوه بر برنامه کشورهای خاورمیانه، هدف از برنامه ایران این بود که وقتی یک سخنران از ایران می‌آید و در یک مرکزی به اهمیت "مرکز ویلسون " صحبت می‌کند یک عده‌ای می‌آیند و حرف‌‌های آنها را گوش می‌کنند. این افراد سیاست‌سازان هستند. سیاست‌سازان در واشنگتن کسانی‌اند که در نهادهای دولتی، کنگره آمریکا، نهادهای اطلاعاتی، رسانه‌های گروهی، بنیادها، دانشگاه‌ها و مراکز تحقیقاتی فعالیت می‌کنند. اینها طیف خیلی وسیعی را در بر می‌گیرند."وی خاطر نشان کرد‌ "نقش من یکی این بود که سخنران‌ها را شناسایی کنم و چون سال‌ها از ایران دور بودم در این مورد واقعاً با متخصصین ایرانی که در واشنگتن بودند مشورت می‌کردم و از متخصصین ایرانی که در سراسر آمریکا در دانشگاه‌ها، مراکز تحقیقاتی و غیره کار می‌کردند، اسم می‌خواستم. نحوه دیگر کار این بود که من بعضی وقت‌ها که به ایران سفر می‌کردم اگر اسمی داشتم با این شخص تماس می‌گرفتم و یک آشنایی برقرار می‌کردم." (همان)

5- پشتیبانی مالی

پشتیبانی مالی یکی از آشکارترین اقدامات آمریکا و سایر دولتهای غربی به عنوان تمهیدات انقلاب رنگی بوده است. کاخ سفید در چند نوبت تخصیص بودجه در این ارتباط را اعلام کرد. اسناد منتشره نشان می‌دهد که "کنگره آمریکا، وزارت خارجه این کشور، بنیاد صهیونیستی سوروس، بنیاد به اصطلاح غیرانتفاعی خانه‌آزادی و شورای روابط خارجی ایالات‌متحده " از سرمایه‌گذاران و پشتیبانان مالی حمایت از روزنامه نگاران ایرانی هستند. وزارت امور خارجه آمریکا برای سال 2009 به میزان 65 میلیون دلار برای مقابله با ایران اختصاص داد. مبلغ درخواستی وزارت امور خارجه بر اساس سه هدف کلی جهت تایید در کنگره ارائه شده بود:‌ 1- حکومت قانون و حقوق بشر (10,5 میلیون دلار) 2- حکومت خوب (7,5 میلیون دلار) 3- جامعه مدنی (47 میلیون دلار) این اهداف در اداراتی از قبیل "اداره امور خاور نزدیک"، "اداره دموکراسی، حقوق بشر، کار، اداره امور فرهنگی و آموزشی، و "اداره برنامه‌های بین المللی اطلاعات" در وزارت امور خارجه محقق می‌شوند. برنامه‌های مورد توجه وزارت امور خارجه برای تحقق این اهداف عبارتند از:کمک و آموزش اعضای سازمانهای غیر دولتی و انتشار جزوات فارسی زبان در باره ارزشهای دموکراتیک و فعالیتهای مدنی ؛آموزش روزنامه نگاران در بخش‌های کلیدی مانند "اصول اقتصادی"؛آموزش فعالان حقوق بشر در ایران برای گزارش هر چه بیشتر اجحاف در بخش حقوق بشر در ایران؛ایجاد وب سایتها و آموزش در باره نحوه برگزاری انتخابات و همچنین جهت ارائه اطلاعات کامل از کاندیداهای انتخاباتی برای سال 2009، نقل و انتقال دانشجویان و هنرمندان و مشاغل حرفه‌ای به آمریکا و آموزش آنان برای آینده به میزان دو برابر گذشته. (publicdiplomacy.blogfa.com)

در میان کشورهای اروپایی دولت هلند نیز بودجه 15 میلیون یورویی تحت عنوان پلورالیزم رسانه‌ای در ایران " تصویب کرده بود که برمبنای آن موسسه هلندی "هیفوس " وظیفه پشتیبانی مالی از روزنامه‌نگاران، رسانه‌های مکتوب و دیجیتالی را برعهده گرفت. براساس گزارش رسمی موسسه "هیفوس"، این موسسه، کمک‌های مالی خود را به موسسات، نشریات و سایت‌های اینترنتی همچون "راهی " متعلق به "شادی‌صدر " از روزنامه‌نگاران فمنیست، "کارورزی سازمان‌های جامعه مدنی" متعلق به "محبوبه عباسقلی‌زاده" که در نشریات فمنیستی قلم می‌زند، "کنشگران داوطلب" متعلق به "سهراب رزاقی"، "ایران گویا" به مدیر عاملی "حسین باستانی" عضو ارشد حزب مشارکت ایران، "مرکز فرهنگی زنان"، "کانون زنان ایران" و روزنامه اینترنتی "روز آنلاین" اعطا کرده است. در کنار موسسه "هیفوس"، مؤوسسات واسطی همچون "بنیاد دخترک"، "فریدوم‌هاوس" و "پرس تاو" نیز کار تدارک مالی، فنی و امنیتی روزنامه‌نگاران تجدیدنظر‌طلب را برعهده داشته‌اند.

البته موارد ذکر شده تنها به بخشی ناچیز و آشکار شده پشتیبانی‌های آمریکا و دولت‌های غربی در جهت دگرگونی سازی ایران اسلامی است.

6- شخصیت‌سازی

یکی دیگر از زمینه‌ها و تمهیدات پروژه بازیگران مخملی خارجی برای جنبش نرم در ایران شخصیت سازی برای افراد بود.به عنوان نمونه وقتی به شیرین عبادی جایزه صلح نوبل را دادند، انگیزه و پیامد چنین اقدامی اینگونه توصیف شد ‌«بعد از اتفاقی که در مورد خانم عبادی رخ داد طبیعتا حرکت بیشتری در جنبش زنان شکل گرفت که فعالیت هایشان را به سوی کار شبکه ای پیش ببرند تا حرکتی اثر بخش تر و صدایی رساتر داشته باشند.» مشاور وزیر دادگستری بلژیک هم در مصاحبه ای گفت‌«شیرین عبادی تبدیل به سمبل جامعه مدنی و دموکراسی در ایران شد... به خاطر نزدیکی فرهنگی شما به کشورهای خاورمیانه این رویداد مانند موجی در کشورهای دیگر نیز تاثیرآفرین است.»( iftribune.com)

چند ماه بعد، برخی از بنیادهای بین المللی نیز، جایزه شجاعت را به خبرنگار ایرانی، که از قضا از فمینیست های فعال و از مسئولان سایت زنان ایران است، اعطا کردند و نام وی و شیرین عبادی را در لیست 21 رهبر زن جهان قرار دادند.

7- بسترسازی از طریق ایجاد شکاف داشته خواسته

کارگزاران خارجی از طریق فشار‌های اقتصادی و سیاسی وناکارآمد جلوه دادن حکومت، بسترهای نارضایتی را به نفع انقلابیون مخملی فراهم می‌نمایند. این اقدام در انقلاب‌های مخملی اوکراین و سایر کشورها پیاده شده بود. مثلا پس از استعفای یوشچنکو از وزارت، بلافاصله ازسوی صندوق بانک جهانی و بانک اروپایی برای توسعه و بازسازی در لیست سیاه قرار گرفت. این مساله عاملی شد که به جو نارضایتی‌ها در داخل دامن زده شود.در مورد ایران نیز این مساله با شدت بیشتری دنبال گردید. بویژه زمانی که انتقادات از دولت احمدی‌نژاد در میان جامعه و شخصیت‌های سیاسی و دانشگاهی افزایش یافت، امریکا و غرب را بیش از پیش برای فشارهای زیادتر اقتصادی بر ایران ترغیب نمود.

8- فعال‌سازی و هماهنگ‌سازی اپوزیسیون

امریکا و کشورهای غربی در هماهنگ سازی مخالفان و اپوزیسیون چندین پروژه سنگین را در دستور کار خود قرار داده بودند. آنگونه که نیکولای لئونوف نماینده مستقل مجلس دومای دولتی روسیه تصریح می‌کند یکی از سه عنصر اصلی لازم برای بروز انقلاب‌های رنگی در کشورهای هدف «وجود اپوزیسیون متشکل و هدفمند» است. (www.irandiplomacy.ir) در یکی از پیشنهادات کمیته خطر جاری در امریکا آمده است که حمایت از اپوزیسیون هم می‌تواند از عوامل موثر بر تغییر رژیم ایران باشد. اولین اقدام در این رابطه هماهنگ کردن اپوزیسیون خارج نشین بود. هماهنگ‌سازی گروههای ضدانقلاب و معاند مثل سلطنت‌طلبان، منافقین، لائیکها، لیبرالها، ملی‌گراها، بهائیت و توده‌ای‌ها از یک سو و فراریان جدید مانند کدیور، مهاجرانی، گنجی و....به طرق مختلف صورت گرفت به نحوی که در رخدادهای پس از انتخابات همه دارای موضع واحد و تاکتیک‌های یکسانی بوده‌اند. فعال سازی و دادن نقش ویژه به برخی از گروههای ضد انقلاب مانند منافقین حرکت دیگر آمریکا، انگلیس و... بوده است. آنها برای آماده‌سازی این مساله در ابتدا منافقین را از لیست تروریستها خارج ساخته و بخشی از پروژه انقلاب سبز در ایران را به آنان واگذار کردند.

9- سرمایه‌گذاری روی جوانان

براساس تجربیات انقلاب رنگی در کشورهایی مانند گرجستان و اوکراین، جوانان ایرانی توجه مقامات خارجی را برای ایجاد جنبش سبز به خود جلب کرد . مضافا اینکه سرمایه‌گذاری روی جوانان با این استدلال همراه بودکه بیش از نیمی از جمعیت ایران را جوانان تشکیل می‌دهند و با انقلاب اسلامی و ارزشهای آن دارای فاصله می‌باشند.

مدیریت صحنه‌ی قبل و پس از انتخابات

کشورهای غربی برنامه‌ها و هماهنگی‌های کاملی را برای مدیریت صحنه قبل و پس از انتخابات دهم انجام دادند.

1- قبل از انتخابات

قبل از انتخابات کوشش کردند که جبهه واحدی را در چهارچوب جنبش سبز فراهم آورند و در این راستا همه رسانه‌ها و تمام جریانات معاند و فراری خارج نشین را برای پشتیبانی از این جنبش هماهنگ کردند. لذا تمام برنامه این جریانات در خدمت جریان به اصطلاح سبز قرار گرفت.مهمترین هدف اولیه بسیج ظرفیت‌های موصوف دو قطبی سازی تحت عنوان جریان دولتی و غیر دولتی و سپس تبدیل کردن رفتارهای انتخاباتی به "جنبش" بود. به موازات این اقدامات شعارها و گفتمان هایی در میان طرفداران به اصطلاح جنبش خود ساخته، ترویج گردید که به جنبش ماهیت غیر سازی دهند. به عبارتی از طریق هویت بخشی به آن سعی کردند تا با هم افزایی کردن تحرکات، مقابله‌سازی با حاکمیت را به صورت طبیعی توسعه عمودی و افقی بدهند. کارگزاران خارجی انقلاب رنگی با این سناریو‌ها به دنبال هدف دیگری نیز بودند. در واقع آنها پس از موفقیت مراحل فوق به دنبال تبدیل فضای جنبشی به اعتراضات مدنی در مقیاس جنبش و سپس انقلاب بودند. مهمترین ابزارهای آنان دراین رابطه عبارت بود از‌:

-       سازمانهای غیر دولتی

-       نویسندگان روزنامه‌های خارجی و داخلی

-       خبرگزاری ها

-       اینترنت

-       وبلاگ نویسان

-       خبرنگاران

-       تلویزیون‌های ماهواره ای

-       رادیوهای برون مرزی

2- پس از انتخابات

مهمترین هدف در مدیریت صحنه پس از انتخابات از سوی کشورهای غربی تبدیل هویت‌های مقاوم(هویت هایی که پیش از انتخابات در مقابل حاکمیت ایجاد شده بود)به اعتراض مدنی و توسعه آن به انقلاب سبز بود. در این مرحله اولین اقدام مهم آنچنان که عطاء‌ا... مهاجرانی در مصاحبه خود با بی.بی.سی گفت، تشکیل "اتاق‌های فکر" در انگلیس و آمریکا است. ابزارهای فوق و سایر ابزارها نیز با روش عملیات روانی بسیار پیچیده جهت پیشبرد اهداف گفته شده در مدیریت واحدی قرار گرفته و اقدامات زیر را دنبال نمودند:

-       مشوش سازی و تردید سازی اذهان نسبت به نتایج انتخابات.

-       طرح تقلب بزرگ در انتخابات همانند تجربه‌های گرجستان و اوکراین و قرقیزستان.

-       بزرگنمایی تقلب در انتخابات و مستند سازی برای آن و طرح ابطال انتخابات همانند تجربه‌های گرجستان و اوکراین و قرقیزستان.

-       تحریف واقعیت‌ها و موضع گیری‌های مسئولان.

-       برجسته‌سازی بیانیه‌ها و مواضع گردانندگان جنبش سبز و اطلاع‌رسانی فریب‌کارانه از مسایل.

-       راه‌اندازی بسیج مصاحبه‌ها با افراد خارج نشین مانند مهاجرانی، سروش، و افراد ضد انقلاب.

-       دروغ پراکنی‌ها در خصوص برخورد‌های خشن با معترضین و مستند سازی‌های دروغین برای آنها.

-       تحریک‌سازی و تشویق به اعتراض مدنی.

بازی با آمار از جمله در خصوص جمعیت‌های شرکت کننده در تظاهرات ضد رژیم و سانسور حجم

-       جمعیت طرفدار انقلاب.

-       بالا بردن و تغییر مطالبات از موضوع انتخاباتی به موضوع ضد رژیم.

-       بازی با احساسات مردم از طریق صحنه سازی‌های فریب کارانه در خصوص کشته شدن افراد‌، اعمال منافی عفت و صحنه‌سازی حرفه‌ای از برخورد خشن نیروی انتظامی با تظاهرات کنندگان.

-       ارائه تصویرهای ساختگی و مونتاژ‌سازی آن در زمینه کشته‌شدگان و زخمی‌ها.

-       ارائه آمارهای متعدد و افزایشی در خصوص کشته شدگان.

-       تنظیم شعارها و نحوه هدف گیری از طریق این شعارها و تبدیل کردن تدریجی شعارها از موضوع انتخابات به شعارهای ضد نظام.

-       هماهنگ‌سازی جریانات و گروههای سیاسی و سایر فعالان سیاسی اجتماعی.

-       تعریف نقش برای فتنه گرانی که از ناحیه گروهک‌ها وارد صحنه اعتراضات شده بودند.

-       اطلاع رسانی از طریق رسانه‌های ماهواره‌ای جهت معین کردن زمان، مکان و نحوه تجمعات اعتراضی.

پشتیبانی مقامات غربی به منظور دل گرم کردن براندازان که ازجمله می‌توان به موضع وزیر خارجه امریکا اشاره کرد:"هیلاری کلینتون" (22خرداد 88) می‌گوید‌"ما وضعیت متحول ایران را لحظه به لحظه زیر نظر داریم اما همانند دیگر نقاط جهان منتظر و نظاره‌گر این هستیم که ببینیم مردم ایران چه تصمیمی می‌گیرند

><